برگردان به زبان ساده
ز درویشی بقا دارد دل روشن ضمیر من
زند پهلو به آب زندگی، موج حصیر من
هوش مصنوعی: دل من، که روشن و پاک است، از فقر و درویشی زندگی را به روشنی مینگرد. این دل همچون موجودی است که در کنار آب زندگی قرار دارد و متوجه نوسانات و تغییرات آن میشود، همانگونه که حصیر بر روی آب حرکت میکند.
کهن تاریخی عشقم که با داوود مدّتها
زبور ناله می سنجید کلک خوش صفیر من
هوش مصنوعی: عشق من همانند یک تاریخ باستانی است که زمانی با داوود، آهنگ زاری را میخواند. قلم من با صدای دلنشین و زیبا این احساسات را به تصویر میکشد.
به خواب مرگ نگذارد هجوم لرزه خسرو را
زند بر بیستون گر تیشه بازوی دلیر من
هوش مصنوعی: لرزهای که جان خسرو را فراگرفته، به مانند خواب مرگ است و اگر دلیران با تیشهای بر سنگهای بیستون ضربه بزنند، این لرزه از بین میرود.
شکوه عشق دیدم از جهان پوشید چشمم را
سلیمان را نیارد در نظر، مور حقیر من
هوش مصنوعی: عشق را با تمام عظمتش مشاهده کردم، به گونهای که چشمانم را پوشاند. در این حال، سلیمان به عظمت خودش در نظرم نمیرسد و حتی مور کوچکی برای من نیز قابل توجهتر است.
زنم دامان مژگان بر غبار تیرهء دنیا
سیاه از سرمه ی خواهش، نگردد چشم سیر من
هوش مصنوعی: زنم با مژگان خود بر غبار تیره دنیا میزند و آرزوهای زیادم را از چشمان سیرم دور میکند.
در آن روزی که کردند آبیاری خاک آدم را
نمک پروردهٔ شور محبّت شد خمیر من
هوش مصنوعی: در آن روز که خاک آدم را آبیاری کردند، احساس محبت و شور در وجود من به وجود آمد و این نمک باعث شکلگیری من شد.
نیفشانم ز غیرت از کفن کافور جنّت را
غباری بس بود از رهگذار او عبیر من
هوش مصنوعی: من نمیخواهم به خاطر غیرت و شوق خود، از کفن کافور بهشت بر افشانم؛ چرا که بوی خوش و عطر من خودش کافی است که نشان دهندهی راه او باشد.
به هر دستی کجا سالک دهد دست ارادت را؟
سبوی باده ی کهنه ست، پیر دستگیر من
هوش مصنوعی: در هر دستی که سالک (دورانسفر) میتواند با آن، ابراز ارادت کند، چه کسی میتواند کمککننده و یاریگر من باشد؟ من به دنبال کسی هستم که چون سبوی بادهای کهنه، در او دوراندیشی و تجربه وجود داشته باشد.
به آب دیده پروردم، گل و خار گلستان را
خراش ناله دارد یاد بلبل از صفیر من
هوش مصنوعی: با اشک چشمم گل و خار را در باغ پرورش دادم، نالهام یادآور صدای بلبل است که از سوز درونم خبر میدهد.
نگه در دیده می دزدم، نظر دانسته می پوشم
به سنگ از سخت رویان آمد اینجا بس که تیر من
هوش مصنوعی: من به آرامی در چشمانم نگاه میکنم و با دقت نگاههایم را پنهان میکنم. اینجا بس است که تیر دلسوزان به سختی به من اصابت کرده است.
حزین از زندگی این بس مرا کز بعد مرگ من
کند خوش اهل معنی را کلام دلپذیر من
هوش مصنوعی: زندگی برای من آنقدر غمانگیز و دشوار شده است که پس از مرگم، سخنانزیبا و دلنشین من بتواند روح و دل افراد عارف و با معنایی را شاد کند.