برگردان به زبان ساده
نگاه گرم آتشپاره ای برد اختیار من
بود در پنجه ی برق تجلّی، مشت خار من
هوش مصنوعی: نگاه پرشور و حرارت یک سوزن که به دست من افتاده، در حالی که درخشش برق به مانند یک مشت از خارهای تیز، به وجود آمده است.
شکوه بحر را در قطره گنجایی نمی باشد
نمی دانم چه سان گنجیده جانان در کنار من
هوش مصنوعی: عظمت و بزرگی دریا را نمیتوان در یک قطره جا داد، نمیدانم چطور عزیزم در کنار من قرار گرفته است.
جگرهای جراحت دیده را شور قیامت شد
سر زلفی به ناز افشانده گویی گلعذار من
هوش مصنوعی: زخمهای عمیق دل را به شدت دردآور کرده است، گویی موی زیبا و افشان آن معشوق، به مانند گلی دلربا، همه چیز را تحت تاثیر قرار داده و باعث شده که عذابها و مشکلات پررنگتر شوند.
به از جرم محبت نیست جرمی عشقبازان را
به خونم دست و تیغی سرخ کن، زیبا نگار من
هوش مصنوعی: عشق و محبت از هر اشتباهی بهتر است، بنابراین دل عاشقان را با خون و خونریزی زیبا کن، ای نگار نازنین من.
به هر دل جلوه ای مستانه دارد سرو ناز تو
به هر سو یک جهان دیوانه داری، نوبهار من
هوش مصنوعی: سرو ناز تو در هر دلی جذابیت و زیبایی خاصی دارد و در هر نقطه، یک دنیای دیوانهوار به خاطر تو وجود دارد، ای گل بهاری من.
نگاهت در کمین دارد کدامین زار خونین دل؟
کمان ناز را زه کرده ای، عاشق شکار من
هوش مصنوعی: نگاه تو در انتظار کدامین دل زخمخورده است؟ تو با کمان ناز خود، تیر را برای شکار من آماده کردهای.
حزین از روشنی با صبح محشر می زدی پهلو
اگر می بود زلفش را، غم شب های تار من
هوش مصنوعی: اگر زلف محبوبم را در روشنی صبح قیامت میزدم، غم شبهای تار من کمتر میشد.