برگردان به زبان ساده
نقاب از چهره بگشا، شور محشر را تماشا کن
درآ در جلوه، آه شعله پیکر را تماشا کن
هوش مصنوعی: چهرهات را نمایان کن و زیباییهای شگفتانگیز را ببین. به جلوه و درخشندگیات بگرما جوید و آتش وجودت را تماشا کن.
به جورم کوش و ظاهر کن عیار کامل صبرم
به رنگم بین و عشق سکه بر زر را تماشا کن
هوش مصنوعی: به من سختی و فشار بیاور و صبر واقعیام را به نمایش بگذار. به رنگ و حالت من نگاه کن و عشق را که مانند سکهای با ارزش بر طلا درخشان است تماشا کن.
تکلّم شیوه شو، حسرت ده اعجاز مسیحا را
تبسّم آشنا شو، موج کوثر را تماشا کن
هوش مصنوعی: حرف بزن و با دیگران ارتباط برقرار کن، حسرت معجزه مسیح را کنار بگذار و به لبخند آشنا شو. زیبایی و رحمت خداوند را با دقت نگریسته و از آن لذت ببر.
ز داغم پرده برگیر آتشی در جان دریا زن
ز چشمم آستین بردار و گوهر را تماشا کن
هوش مصنوعی: از غم و درد من پرده بردار و شعلهای در دل من بیفکن. از چشمانم شال و دامن خود را کنار بزن و زیبایی و ارزشمندی گوهری را تماشا کن.
مبادا بلبلی چون من، سپند بزم بی تابی
قفس از نالهٔ من سوخت، مجمر را تماشا کن
هوش مصنوعی: مبادا که بلبل زاری چون من، در اثر نالهها و گریههایش، آتش بزم و شادی را خاموش کند. به این صحنهای که در حال حاضر جاری است خوب نگاه کن.
به وجد آورده دل را شور آه آتش آلودم
به بال شعله می رقصد، سمندر را تماشا کن
هوش مصنوعی: دل من از شوری پر است که مانند آتش میسوزد و شعلههای آن به طرز زیبایی میرقصند. به خودم بیا و به سمندر نگاه کن، که در این آتش میچرخد.
حریف کاوش مژگان خون ریزش نیی زاهد
به دست آور رگ جانی و نشتر را تماشا کن
هوش مصنوعی: به دنبال زیبایی و جذابیت چشمها نباش، ای زاهد. به جای آن، به عمق زندگی و احساسات نگاه کن و رنج و درد انسانها را تماشا کن.
به چشم عاشقان رو در نقاب زلف می آید
به اوج طالع ما، سیر اختر را تماشا کن
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زیبایی و جذابیت زلفهای معشوق در چشمان عاشقان به قدری دلرباست که آن را همچون نقابی میبینند. در این حالت، عاشقان میتوانند با تماشا کردن افق و حرکت ستارهها به سرنوشت و آینده خود پی ببرند.
نگسترد از کرم یک ره به فرقم سایه ی لطفی
وفای آفتاب ذرّه پرور را تماشا کن
هوش مصنوعی: از کرم و لطف خود، راهی به پیشانی من باز نکن. سایهی محبت و وفای آفتاب را که به ذرهها زندگی میبخشد، تماشا کن.
سموم نالهٔ آتش نفس دارد پریشانم
غبارم را به شور آورده، صرصر را تماشا کن
هوش مصنوعی: دود و شعلهٔ آتش به شدت من را عذاب میدهد و حال و روزم آشفته است. غبار و خاکی که بر من نشسته، به تلاطم و هیجان آمده است. بهتر است به تندباد و طوفان نگاه کنی.
به دام بوریا افتاده زاهد از زبونیها
به چشمی در نیامد، صید لاغر را تماشا کن
هوش مصنوعی: زاهد، به خاطر ناتوانی و ذلتش در دامِ فریب افتاده است و در این وضعیت، نمیتواند قدرتش را درک کند. به همین خاطر، توجه کن که چطور در نگاهش، زیباییهای ناچیز و ضعیف را تماشا میکند.
ز مرغان حرم در کام زاغان طعنه اندازد
مدار روزگار سفله پرور را تماشا کن
هوش مصنوعی: در زندگی، ممکن است حتی پرندگان با ارزش و زیبا (که نماد بزرگی و مقام هستند) نیز در برابر زاغان (که نماد افراد حقیرتر و ناراست هستند) قرار بگیرند و از آنها توهین بشنوند. این نشاندهنده ناپایداری و نابرابری زندگی است، پس بهتر است به رفتار و تعاملات افراد و چگونگی پیشرفت آنان در جامعه دقت کنیم.
درین بزم از نوا سنجان چو مینا پنبه درگوشم
چو خر مطرب شود بنشین و عرعر را تماشا کن
هوش مصنوعی: در این مهمانی، وقتی نوا و آواز مینوازند، من مانند مینا و در گوشم پنبه زدهام. حالا بیا نشین و به صدای بلند خر گوش کن.
حزین اعجاز کلکم را، هوس کرده ست نادانی
دم از اعجاز عیسی می زند، خر را تماشا کن
هوش مصنوعی: حزین در اینجا به اعجاز شما اشاره میکند و نادانی که درباره اعجاز عیسی صحبت میکند، به نوعی حاکی از بیخبری اوست. به او بگویید که مانند الاغی است که فقط به نمایش یک چیز توجه دارد، اما از حقیقت بیخبر است.