برگردان به زبان ساده
ز چشمم آستین بردار تا سیل دمان ریزم
جگر پرگاله ها از دیده های خونفشان ریزم
هوش مصنوعی: چشمم را از آستین بیرون بکش تا اشکهایم به شدت بریزد و عواطف و دردهایم را از چشمانم به بیرون بریزم.
همان از طبع همّت پیشه دارم شرمساری ها
اگر نقد بهاران را به دامان خزان ریزم
هوش مصنوعی: من از طبیعت خود به تلاش و همت ادامه میدهم، حتی اگر باید در فصول پاییز، زیباییها و نعمتهای بهار را به فراموشی بسپارم و از آنها شرمسار شوم.
نیارم پای کم ، با ناتوانان از قوی دستان
ز غیرت مشت خاک خود به چشم آسمان ریزم
هوش مصنوعی: نمیتوانم به افرادی که ضعیف و ناتوان هستند، پا بگذارم و از قدرت خودم استفاده کنم. به جای آن، میخواهم غیرت و ارزشهای خود را همچون خاکی به آسمان بریزم تا به بلندی برسم.
شود سرسبزی نخل وفا، روز وصال او
من این اشکی که در هجران آن نامهربان ریزم
هوش مصنوعی: در روزی که شاهد وصل محبوبم باشم، اشکی که به خاطر دوری آن بیمحبت ریختهام، به سرزنده شدن نخل وفا تبدیل میشود.
به عمر جاودان پی برده ام از همّت ساقی
شراب خضر در جام سکندر، رایگان ریزم
هوش مصنوعی: من از تلاش و اراده ساقی که شراب جاودان را در جام سکندر میریزد، به مفهوم عمر ابدی پی بردهام و به همین دلیل به طور بیدریغ این نعمت را پخش میکنم.
حزین از باده ای مستم که رقصد هرکف خاکش
اگر ته جرعه ای، بر دخمهٔ کاووسیان ریزم
هوش مصنوعی: من از نوشیدنیای مست هستم که اگر قطرهای از آن را بر خاک این سرزمین بریزم، آن خاک هم مانند من به رقص در میآید.