برگردان به زبان ساده
شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم
من غیر نی ای نیستم، از توست فغانم
هوش مصنوعی: راز پنهان من از گلبرگ لبهای تو آشکار شد. من جز از این نیستم که صدای نالهام از توست.
جز پرتو رخسار تو ای جان جهان نیست
در پردهٔ پنهانم و در عین عیانم
هوش مصنوعی: تنها نور چهرهٔ توست که برایم اهمیت دارد، ای عزیزترین موجود! من در حالتی پنهان هستم، اما در عین حال، وجود تو را به وضوح احساس میکنم.
گاهی به حرم می کشیم گه به خرابات
ای تار سر زلف تو، درگردن جانم
هوش مصنوعی: گاهی به مکانهای مقدس میروم و گاهی به میخانه، ای گیسوی تو که جانم را به گردنش آویختهام.
جز روی تو منظور ندارم، همه بینم
چون غیر تو موجود ندانم، همه دانم
هوش مصنوعی: من فقط به تو توجه دارم و هیچ چیز دیگری برایم مهم نیست. به جز تو، چیزی را وجود نمیبینم و همه آنچه را که هست، تنها در تو مییابم.
گر دوزخ حرمان بودم جای وگر خلد
در راه تو باشد دل و جان نگرانم
هوش مصنوعی: اگر در دل آتش و عذاب جا داشته باشم یا بهشت در مسیر تو باشد، دل و جانم نگران توست.
کارم همه شب آه و فغان بر سر کوی است
شاید که شبی گوش کنی آه و فغانم
هوش مصنوعی: من تمام شب را با ناله و گله در کوچهها میگذرانم، شاید شبهنگام صدای نالهام را بشنوی.
درمیکده عشق حزین نقش دویی نیست
خود بادهٔ سر جوشم و خود پیر مغانم
هوش مصنوعی: در میکده عشق، غم و اندوهی وجود ندارد؛ من خود شراب سرمستم و خودم نیز پیر مغان هستم.