برگردان به زبان ساده
محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم
رگ نیسانی از مژگان خون پالای خود دارم
هوش مصنوعی: من از غم و اندوهم گوهری دارم که ناشی از طوفان احساسات من است و از چشمانم رگی چون نیسان جاریست که خون اشکهایم را تصفیه میکند.
غبار سینه ام بر شور محشر دامن افشاند
دل دیوانه ای در دامن صحرای خود دارم
هوش مصنوعی: غبار و غم درونیام را در روز قیامت به نمایش میگذارم و دلی عاشق و دیوانه را در سرزمین وجود خود نگه داشتهام.
بیار ای دیده، لعلی باده اشکی اگر داری
درین گلگشت مهتابی که از سیمای خود دارم
هوش مصنوعی: ای دیده، اگر میتوانی، یک لیوان باده اشک برایم بیاور در این فضای زیبا و ماهتابی که از چهرهام میدرخشد.
مرا آوارهٔ درها نکرد از گوشهٔ عزلت
چه، منّتها که بر سر در جهان از پای خود دارم
هوش مصنوعی: من را از گوشهٔ تنهایی و آرامش خود بیرون نکردهاند، اما در عوض، من خود را در دروازههای دنیا به زمین انداختهام.
حزین از هر دو عالم فکر دل، بیگانه ام دارد
سر شوریده ای در دامن صحرای خود دارم
هوش مصنوعی: من از هر دو جهان غمگین و بیخبرم. دل من مشغول فکر و اندیشه است و در دلم یک سر و صدای عاشقانه دارم که مانند چیزی در دشت و بیابان خودم نگه داشتهام.