برگردان به زبان ساده
از وضع زخود رفتگی یار خرابم
از حیرت آن آینه رخسار خرابم
هوش مصنوعی: از حال و وضعیت خودم در غم و اندوه یار به شدت ناراحتم و از نگاهی که به چهره او میاندازم، بیشتر در حیرتم.
فریادکه از هستی من گرد بر آمد
از شیوه آن قامت و رفتار خرابم
هوش مصنوعی: فریاد و نالهای که از وجود من برخاست، ناشی از طرز رفتار و شکل آن قامت زشت و نابسامان من است.
بلبل رود از دست ز بوی گل و سنبل
از نکهت آن طرّهء طرّار خرابم
هوش مصنوعی: بلبل در جستجوی بوی گل و سنبل میتازد و از عطر آنها مست شده، به حالت زاری و رویا در آمده است.
باشد خبر از هر رگ جانی مژه اش را
از مستی آن نرگس هشیار خرابم
هوش مصنوعی: هر لحظه خبری از روح و جانم در دل دارم، چشمش را از بیخیالی و مستی نرگسش بیخبر و نابودم کرده است.
آن بی خبر از خود چه خبر باشدش از من؟
از نشئه آن ساغر سرشار خرابم
هوش مصنوعی: او که از حال خود هیچ اطلاعی ندارد، چطور میتواند از من باخبر باشد؟ من به شدت تحت تأثیر شوق و عشق قرار دارم و حالتی سکرآور دارم.
تا کی به من آن دلبر سازنده نسازد
فریاد که از ناز خریدار خرابم
هوش مصنوعی: تا کی باید صبر کنم که آن معشوق دلربا به کمکم بیاید و فریاد بزند، در حالی که من از عشق او در وضعیتی سخت و خراب هستم؟
هر زخمه که زد بر رگ جان و دلم آمد
ازکاوش آن غمزهء خونخوار خرابم
هوش مصنوعی: هر بار که احساسات و دردهایی که در درونم دارم ضربه میزنند، نتیجه جستجو و کاوش من در آن نگاه تند و کشنده است که باعث ویرانیام شده.
موسی به همین جرعه زخود رفت مکن عیب
گر من به تجلّی گه دیدار خرابم
هوش مصنوعی: موسی به خاطر همین لحظهی خاص از خود خارج شد. پس اگر من در دیدار با او دچار نقص هستم، ایرادی نداشته باش.
من واله حسن تو، تو در حیرت خویشی
از حال تو ای آینه رخسار خرابم
هوش مصنوعی: من عاشق زیبایی تو هستم، ولی تو در شگفتی و حیرت خود غرق هستی. ای آینه، از حال من که چهرهام خراب و زشت شده خبر نداری.
از ملک وجودم اثری عشق تو نگذاشت
چون کشور سلطان ستمکار خرابم
هوش مصنوعی: عشق تو همه چیز را از وجود من برده و هیچ چیزی از من باقی نگذاشته است، مثل کشوری که بر اثر ظلم و فساد حاکم خود ویران شده باشد.
با جلوهٔ حسن تو ندارم خبر از خویش
چون بلبل شوریده به گلزار خرابم
هوش مصنوعی: با زیبایی تو آنچنان غرق در حال و هوای توام که از خودم بیخبرم؛ مانند بلبل عاشق که در یک باغ ویران در جستجوی گلهای زیباست.
زلف تو کند کافر و لعل تو مسلمان
از کشمکش سبحه و زنّار خرابم
هوش مصنوعی: زلف تو چنان مرا دگرگون کرده که از پیروزی و شکستی که بین سبحه و زنجیر وجود دارد، به حال خراب درآمدهام. موهای تو به اندازهای تاثیرگذار است که مرا به کفر و ایمان کشانده است.
دیروز حزین از می وصلش دل و جان سوخت
امروز ز محرومی دیدار خرابم
هوش مصنوعی: دیروز دل و جانم از شادی وصل او سوخت، اما امروز به دلیل دوری و نداشتن او، به شدت خراب و ناخوش هستم.