برگردان به زبان ساده
چه پروا توشهٔ واماندگی چون در کمر دارم
به جایی می رسم اکنون که سامان سفر دارم
هوش مصنوعی: نگران نباش، چون بار و توشهام را آماده کردهام. حالا که وسایل و امکانات سفر را دارم، به مقصدی خواهم رسید.
خرد در عاشقی بر من عبث افسانه می خواند
درین مکتب کتاب هفت ملت را ز بر دارم
هوش مصنوعی: در عشق، خرد به من داستانهای بیهوده میگوید و در این مدرسه، من تمام کتابهای هفت ملت را از حفظ دارم.
یتیمان محبت را وفایی دایه نگذارد
که با هر قطره اشک گرم خود لخت جگر دارم
هوش مصنوعی: محبت یتیمان را دایهای نیست که به آنها وفاداری کند؛ چون من با هر قطره اشکی که میریزم، درد و رنج عمیقی دارم.
عجب نبود اگر زرّین چو خورشید است مژگانم
خیال آتشین رخساره ای شمع نظر دارم
هوش مصنوعی: اگر مژگانم همانند طلای درخشان باشد، هیچ عجیب نیست، چون من در خیال خود چهرهای دارم که همچون شمعی در نظر میدرخشد و آتشین است.
کهن ویرانهٔ عالم، حزین از من خطر دارد
که طوفانی نهان در آستین از چشم تر دارم
هوش مصنوعی: این ویرانهٔ کهن دنیا، از من هراس دارد، زیرا طوفانی پنهان در درونم دارم که نمیتواند دیده شود.