برگردان به زبان ساده
می گریزم ز جهان بار چرا بردارم؟
سر درین معرکه اندازم و پا بردارم
هوش مصنوعی: من از این دنیا فرار میکنم، چرا باید بار سنگینی را با خودم ببرم؟ چرا خود را در این جنگ و جدال غرق کنم و پا به فرار بگذارم؟
بویگل نیستم از بارگران جانیها
تا پی قافلهٔ باد صبا بردارم
هوش مصنوعی: من آدم فانی و ناتوانی نیستم که از بار سنگین زندگی به راحتی بگذرمو یا اینکه به آسانی از کنار جریانات زندگی عبور کنم.
گره از خاطر اگر گریه کند باز چرا
منت بیهده از عقده گشا بردارم؟
هوش مصنوعی: اگر خاطرم از دلشوره و اندوه گریه کند، پس چرا بیدلیل منتظر باشم تا دیگران مرا از مشکلاتم رها کنند؟
غیرتم تکیه به دیوار که گیرد که هنوز
گر بود کوه به این پشت دو تا بردارم
هوش مصنوعی: غیرتم را به دیواری تکیه کردهام که اگر کسی بخواهد به من آسیب بزند، هنوز میتوانم از پس آن بر بیایم و به راحتی دو کوه را از جا کَنم.
ناتوانم ولی آن مایه نفس هست حزین
کآسمان را به یکی ناله ز جا بردارم
هوش مصنوعی: من ناتوان هستم، اما همین که نفس میکشم، امید دارم. حتی اگر توان ندارم، میخواهم با یک ناله، آسمان را از جایش بلند کنم.