برگردان به زبان ساده
ز بستر تا به کی پهلو پی تسکین بگردانم
خوشا روزی کزین محنت سرا بالین بگردانم
هوش مصنوعی: تا کی باید از رختخواب به پهلو دراز بکشم و دنبال آرامش بگردم؟ ای کاش روزی بیاید که از این زندگی پرفراز و نشیب به دور شوم و آرامش یابم.
ندارد حاصلی، دیدیم فصل زندگانی را
چوگل تا چند اوراق دل خونین بگردانم؟
هوش مصنوعی: زندگی هیچ ثمر و نتیجهای ندارد، پس چرا تا مدتی دیگر، فقط برگههای قلب خونینی را ورق بزنم؟
در آتش افکنم از باده، کشکول گدایی را
به درها تا به کی این کاسهٔ چوبین بگردانم؟
هوش مصنوعی: من در آتش میریزم از شراب، کاسهی گدایی را به دروازهها، تا کی باید این کاسهی چوبی را بچرخانم؟
ز مستوری پریشان خاطرم کو شور رسوایی
که دل در شهر بند طرّهٔ مشکین بگردانم؟
هوش مصنوعی: من در حالتی از سردرگمی و پریشانی ذهن هستم و دلم میخواهد شور و شوقی را که ناشی از رسوایی است، تجربه کنم. چطور میتوانم در شهری که دل من در تنگنای مشکل گرهخورده است، موهای زیبا و جذاب کسی را به نمایش بگذارم؟
حزین در خرقهٔ سالوس آتش می زنم، تاکی
به امّید خریداران متاع دین بگردانم؟
هوش مصنوعی: من در لباس ریاکارانه، آتش میافروزم؛ تا کی باید به امید کسانی که به دنبال خرید ارزشهای دینی هستند، به این کار ادامه دهم؟