برگردان به زبان ساده
نخواهد از شکنج دام هرگز کرد آزادم
تغافل پیشه صیادی که خوش دارد به فریادم
هوش مصنوعی: هرگز از دام درد و رنج نمیخواهم فرار کنم، چون خود را به نادانی زدهام و بهراحتی نمیتوانم خود را به کسی که از فریاد و نالهام خوشحال میشود، تسلیم کنم.
به کونین التفاتم نیست ز اندک التفات تو
فراموش از دو عالم کرده ام تا کرده ای یادم
هوش مصنوعی: به دنیا و آخرت توجهی ندارم، فقط به کمی توجه تو دلخوشم و فراموش کردهام که در این دو عالم چه میگذرد، تا وقتی که به یادم هستی.
به اندک شیوه ای دل را تسلی می توان کردن
ترحم گر نخواهی کرد، گوشی کن به فریادم
هوش مصنوعی: با روشهای سادهای میتوان دل را آرامش داد، اگر نمیخواهی به من محبت کنی، حداقل به صدای من گوش بده.
اگر یک دم تهی از گرد کلفت دامنم می شد
سبک روحی، نسیم وصل را تعلیم می دادم
هوش مصنوعی: اگر لحظهای از بار سنگین غم و اندوه خالی میشدم، روحی سبک و آزاد مییافتم و میتوانستم به نسیم محبت و وصال آموزش دهم.
اقامت در بساط زندگی دور است از غیرت
کند گر ناله امدادی، غباری در ره بادم
هوش مصنوعی: زندگی در وضعیتی که به دیگران وابسته باشیم، از غیرت و شرف دور است. اگر زمانی نیاز به کمک داشته باشیم، نباید نگران باشیم که اتفاقی برای ما بیفتد.
گشاید بال و پر هر قدر می، مینا شکن باشد
شگون دارد شکست شیشهٔ دل را پریزادم
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر مینوشی، بال و پر تو بازتر میشود، اما اگر مینا را بشکنی، معنیاش این است که شکستن دل زیباست.
تمنّای جهان از تلخ کامان می شود حاصل
ز جان خوبش، کام تیشه شیرین کرد، فرهادم
هوش مصنوعی: آرزوها و خواستههای دنیا به دست کسانی که تلخ کام هستند، به تحقق میرسد. جان خوب فرهاد سبب میشود که تلخیها به شیرینی تبدیل شوند.
فراموشم نمی سازد حزین از ناوک نازی
اسیر دلنوازیهای آن بی رحم صیادم
هوش مصنوعی: حزین هرگز نمیتواند فراموش کند که تیر عشق چقدر لطیف و دلنواز بوده، حتی اگر آن عشق از نظر ظاهر بیرحم و بیاعتنا به نظر برسد.