برگردان به زبان ساده
چون مهرهٔ ششدر، شده رفتار ز یادم
از چار جهت بسته فلک راه گشادم
هوش مصنوعی: عواطف و رفتارم مانند مهرهای در بازی شش در است که از همه سو تحت تأثیر قرار گرفته و افقهای جدیدی برایم گشوده شده است.
آب گهرم ساخته باگرد یتیمی
جنس هنرم، در همه بازار کسادم
هوش مصنوعی: من از آبِ گوهر ساخته شدهام و با این حال به خاطر یتیمیام، هنرم در همه جا مورد توجه و فروش قرار گرفتهاست.
ممنون نبود شمع من از دست حمایت
یاران وفا پیشه سپردند به بادم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه یاران وفادار از من حمایت کردند، اما شمع من هیچ قدردانی از آنها نکرد و در نهایت در مسیر نابودی قرار گرفتم.
سر رشته ی تدبیر من از دست برون است
باشد چو نفس در کف دل، بست و گشادم
هوش مصنوعی: تدبیر و برنامهریزی من از دستم خارج شده است، بهگونهای که نفس من در کنترل دل است و میتوانم آن را باز و بسته کنم.
اقبال بلندم، علم افراشت چو خورشید
روزی که به دنبال تو چون سایه فتادم
هوش مصنوعی: من به قدری بلندپرواز و با اراده هستم که مانند خورشید میدرخشم و وقتی به دنبال تو هستم، مانند سایهام که دنبال خورشید حرکت میکند.
دارم به دل از لالهرخسار تو داغی
دور از تو نشسته ست به جا، نقش مرادم
هوش مصنوعی: از دل من آتش عشق تو زبانه میکشد و در دوری تو، یاد تو همچون نقشی گرانبها در ذهنم باقی مانده است.
نامم به زبان فلک سفله گران است
چون حرف وفا از دهن دهر فتادم
هوش مصنوعی: نام من در آسمان به عنوان کسی پایینمرتبه شناخته شده است، چرا که حرفهای وفاداری از زبان زمانه دور شده است.
خوشتر چه ازین غم که دلم را غم عشق است؟
شادی چه ازین به که به اندوه تو شادم؟
هوش مصنوعی: چه چیزی از این غم زیباتر است که دل من به خاطر عشق میسوزد؟ و چه شادیای بهتر از این است که در اندوه تو به خوشحالی برسم؟
سازد چو دم صبح حزین زنده جهان را
از دل چو برآید نفس پاک نژادم
هوش مصنوعی: زمانی که صبح فرا میرسد، دل دلتنگیها به اوج خود میرسد و زندگی در جهان دوباره آغاز میشود، چون وقتی نفس پاک من از دل برمیخیزد، همه چیز به حیات تازهای میرسد.