برگردان به زبان ساده
شیر و شکر ز تلخی ایّام می کشم
از زهر چشم، روغن بادام می کشم
هوش مصنوعی: از تلخی روزگار، شیر و شکر میچشم و از زهر چشم، روغن بادام را مینوشم.
در بزم عیش دور به ما دیر می رسد
یکسال در میانه چو گل جام می کشم
هوش مصنوعی: در جمع خوشیها، به ما دیر میرسد و در این مدت که مانند گل در حال نوشیدن شراب هستم، یک سال سپری میشود.
در موج خیز عشق گران است لنگرم
باری که بر دل است به آرام می کشم
هوش مصنوعی: در هیجان و شور عشق، من احساس سنگینی میکنم. باری که بر دوش دل من افتاده، به آرامی و با احتیاط میکشم.
از طایر مراد کنارم نشد تهی
تا در غبار خاطر خود دام می کشم
هوش مصنوعی: از آرزوهایم خالی نیستم، به همین خاطر در دل خود به جستجوی امید و خوشبختی ادامه میدهم.
ساقی، کجاست بادهٔ آتش مزاج تو؟
صد رنگ خواری از خرد خام می کشم
هوش مصنوعی: ای ساقی، بادهای که با طبع آتشین تو سازگار باشد کجاست؟ من از شراب خام و تلخ، رنگهای مختلفی از خاری را تجربه میکنم.
در چشم روزنم نخلیده ست پرتوی
منّت ز بخت تیره سرانجام می کشم
هوش مصنوعی: در چشم من، نوری از مهربانی و لطف تو وجود دارد که از سرنوشت تلخ زندگیام میدرخشد و من نهایتاً این نور را به دوش میکشم.
در عاشقی ندیده بهارم خزان، حزین
ساغر به یاد آن رخ گل فام می کشم
هوش مصنوعی: در عشق، هرگز به جمال بهار نرسیدهام و احساس میکنم مثل خزان بیروح هستم. با اندوه، مینوشم و یاد آن چهره زیبا و گلفام را در خاطر میآورم.