برگردان به زبان ساده
به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم
نگاهی گرد دل می گردد و اظهار نتوانم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به وصال او نائل شوم و فقط میتوانم از دور نظارهگر دیدار باشم. دل میتپد و پر از احساسات است، اما نمیتوانم آن را بیان کنم.
ز خجلت سر به پیش افکنده ام نه عجز و نه عذری
گناه من اگر عشق است، استغفار نتوانم
هوش مصنوعی: از شرم سرم را پایین انداختهام، نه از ناتوانی یا بهانهای. اگر گناه من عشق است، نمیتوانم طلب بخشش کنم.
گریبان پاره می آیم به کویت هر سحر، ترسم
که مستم محتسب پندارد و انکار نتوانم
هوش مصنوعی: هر صبح به کوی تو میآیم با گریبان پاره، اما میترسم که اگر مست دیده شوم، محتسب فکر کند که من حالم خوب نیست و نتوانم انکار کنم.
اگر ز آلایشم آزرده ای، اوّل قدح در ده
به مستی می توانم پاک شد، هشیار نتوانم
هوش مصنوعی: اگر از آلودگیهای من خسته شدهای، اول و قبل از هر چیز باید یک لیوان شراب بنوشی؛ چون در حالت مستی میتوانم خود را پاک کنم، اما در حالت هوشیاری نمیتوانم.
رقیبان از وفا در لاف و من خاموش کی شاید؟
درین دعوی تنزل کردن از اغیار نتوانم
هوش مصنوعی: رقیبان در ادعای وفاداری خود بسیار صحبت میکنند، اما من در این میان سکوت کردهام. آیا ممکن است در این جدال به پای دیگران بیفتم؟ این کار برای من ممکن نیست.
تو را تا دیده ام گلشن به چشمم خار می آید
توانم دیده از گل بست، زان رخسار نتوانم
هوش مصنوعی: وقتی تو را دیدهام، حتی زیباییهای دیگر برایم کمارزش و بیاهمیت شدهاند. میتوانم از تمام زیباییهای دنیا چشم بپوشم، اما نمیتوانم از زیبایی چهرهات دور شوم.
به راه او دل و دستم حزین از کار می ماند
درین مستی پریشان کردن دستار نتوانم
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، قلب و دستم از کار افتاده و در این حالت حیرانی، نمیتوانم دستار (پوشش سر) خود را مرتب کنم.