برگردان به زبان ساده
برخیز سوی عالم بالا برون رویم
از خود به یاد آن قد رعنا برون رویم
هوش مصنوعی: بیدار شو و به دنیای مهیج و روحانی برو، از خودت جدا شو و به یاد آن محبوب خوشاندام و دلفریب بیرون برو.
مطرب رهی بسنج که از جا برون رویم
تا دست دل گرفته ز دنیا برون روبم
هوش مصنوعی: خواننده، پیش از آن که به جایی بروم، خوب بررسی کن، تا بتوانم با دل آرام، از دنیا و دغدغههایش فاصله بگیرم و آنچه در دل دارم را به دست آورم.
این خاکمال، قطرهٔ ما را سزا نبود
ما را که گفته بود ز دریا برون رویم؟
هوش مصنوعی: این خاکمال، یعنی کسی که به خاک زمین میساید، شایسته نیست که به ما توجه کند. ما که از دریا و عظمت آن به دنیا آمدهایم، نباید در این وضعیت قرار بگیریم.
شهری تمام طالب سودای یوسفند
ما هم بیا به عزم تماشا برون رویم
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که در شهری همه به دنبال زیبایی و جذابیت یوسف (نماد زیبایی و عشق) هستند. بنابراین، ما نیز باید با نیت تماشا و لذت، از خانه خارج شویم و به این جستجو بپیوندیم.
در پرده بیش ازاین نتوان جام می زدن
ساغر زنان ز میکده، رسوا برون رویم
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم در پنهانی به نوشیدن شراب ادامه دهم؛ به خاطر اینکه زنان ساغر به دست از میکده بیرون میآیند و این موجب رسوایی من خواهد شد.
یوسف به وصل زال جهان تن نمی دهد
دامن کشان ز چنگ زلیخا برون رویم
هوش مصنوعی: یوسف به عشق زال، دنیا و ظاهر را رها نمیکند. با دامنکشیدن از چنگ زلیخا، از این وضعیت خارج میشوم.
در رقص شوق، خردهٔ جان از پی نثار
بر کف نهیم و چون شرر از جا برون رویم
هوش مصنوعی: در حالی که با شوق و ذوق میرقصیم، بخشی از وجودمان را به دیگران هدیه میدهیم و مانند جرقهای از جا بلند میشویم.
عاشق به شهر بند خرد چون بود؟ بیا
دیوانه وار روی به صحرا برون رویم
هوش مصنوعی: عاشق اگر به قید و بند عقل و خرد باشد، چگونه میتواند به حقیقت عشق برسد؟ بیا بدون هیچ گونه قید و شرطی به دشت و صحرا برویم و خود را در آزادی و عشق غرق کنیم.
اوراق رنگ و بوی به باد فنا دهیم
از زیر منّت چمن آرا برون رویم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و سرسبزی چمن، افکار و آرزوهای خود را فراموش میکنیم و از زیر سایهی آن بیرون میآییم.
مستانه جلوه های جنون راه می زند
از قید عقل ، سرخوش و شیدا برون رویم
هوش مصنوعی: شخصی سرشار از شادی و سرخوشی به طور بیپروا و آزادانه در حال حرکت است و در این حالت، از تفکر منطقی و عقلانی فاصله گرفته است. او در دنیای جنون و نشئگی خود، به زیبایی جلوه میکند و از قید و بندها رهایی یافته است.
شبنم صفت به ذیل وفایی زنیم چنگ
زمبن خاکدان به همّت والا برون رویم
هوش مصنوعی: به مانند شبنم با صفت و وفاداری، با تلاش و اراده بلند خود، از خاک و زمین بیرون خواهیم آمد و جلوهگری خواهیم کرد.
ما را به رنگ غنچه دل از گلستان گرفت
چون لاله سینه چاک به صحرا برون رویم
هوش مصنوعی: ما را به رنگ و زیبایی دل، مانند غنچهای از باغ گلستان دور کردهاند. مانند لالهای که برای عشقش در سینهاش درد دارد، ما هم باید به دشت برویم و با شجاعت به زندگی ادامه دهیم.
این می حزین ، افاضهٔ مینای جامی است
بر کف گرفته جام مصفّا برون رویم
هوش مصنوعی: این شراب غمگین، از گنجینهٔ مینا بهرهمند است و من جام پاک خود را در دست گرفتهام تا به بیرون بروم.