برگردان به زبان ساده
دایم به تلخ کامی یاران خورم دریغ
بر خوان دهر سفله به مهمان خورم دریغ
هوش مصنوعی: همیشه در کنار یاران، تلخی و ناامیدی را تجربه میکنم و افسوس میخورم که بر سر سفرهٔ زندگی، با آدمهای ناپسند همراهی میکنم.
مشت استخوان به کام و گلوی هما کنند
ز انعام چرخ؟ بر لب و دندان خورم دریغ
هوش مصنوعی: آیا به خاطر نعمتهای زندگی، سنگی به دندان و گلوی پرندهای میدهند؟ از زندگی و لذتها دریغ میخورم.
لیلی حرم نشین سیه خانهٔ دل است
بر سعی پوچ آبله پایان خورم دریغ
هوش مصنوعی: لیلی محبوبی است که در دل تاریک و ویران من سکونت دارد. من برای رسیدن به او و برآوردن آرزوهایم تلاش میکنم، اما به نظر میرسد این تلاشها ثمری ندارد و زحماتم بیفایده است و تنها حسرت را به جا میگذارد.
تا خورده ام پیاله، پشیمان نگشته ام
زیبد اگر به پاکی دامان خورم دریغ
هوش مصنوعی: من از نوشیدن پیاله پشیمان نشدهام، و اگر در پاکی دامنم همچنان بگذارم، هیچ چیزی بر من گوارا نخواهد بود.
چون نوح گریه می کنم امّا نه بر جهان
ز آلودگی دامن طوفان خورم دریغ
هوش مصنوعی: مانند نوح، من هم گریه میکنم، اما نه به خاطر جهان و آلودگی آن، بلکه به دلیل اینکه در آغوش طوفانی گرفتار آمدهام که دامن وجودم را میآلاید.
در عالمی که اهل تمیزند ابلهان
یکسان به حال زیرک و نادان خورم دریغ
هوش مصنوعی: در جهانی که انسانها میتوانند خوب و بد را تشخیص دهند، متأسفانه نادانان و کسانی که رفتارهای زیرکانه دارند، به یک اندازه نادیده گرفته میشوند.
رشک آیدش به نعمت من عالمی، حزین
در روزگار بس که به سامان خورم دریغ
هوش مصنوعی: او به خاطر نعمتهایی که دارم، به دیگران حسادت میکند و در این جهان غمگین است، چون در روزگاری آرامش دارم و برای او حسرتانگیز است.