برگردان به زبان ساده
چون لاله شد از باغ رخت قسمت من داغ
بر سر زدهام جایگل، از سیر چمن داغ
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی تو مانند گل لاله در باغ به نمایش درآمد، من سهمم تنها سوختن و غم است. مانند جایگلی که در میان چمنها به خاطر داغ دلش در سوز و گداز است.
چون شمع که در پردهٔ فانوس درآید
در عشق تو بردم به گریبان کفن داغ
هوش مصنوعی: زمانی که شمعی درون روشنایی فانوس قرار میگیرد، نشاندهندهی عشق من است که به اندازهٔ گناه یا درد در وجودم شعلهور شده است. من این عشق را به گونهای احساس میکنم که گویی لباسی از سوختگی و داغی به تن دارم.
از مشک سوادیست به دنباله چشمش
کز شرم کند نافهٔ آهوی ختن داغ
هوش مصنوعی: در دنبالهٔ چشمان او نشانی از مشک وجود دارد که از شرم، نافهٔ آهوی ختن را داغ کرده است.
با شام غریبان سرزلف بجوشم
آن نوع که از رشک شود صبح وطن داغ
هوش مصنوعی: با تاریکی شب و غم غربت، زلف خود را به هم میزنم، طوری که صبح وطن به خاطر حسادت، داغدار شود.
خالیست حزین ازگل مقصود کنارم
دارم به دل از حسرت آن عهد شکن داغ
هوش مصنوعی: در دل حزین، از گل کهنهای خبری نیست و تنها حسرت یک عهد شکسته را به همراه دارم که یادآور درد و داغی عمیق است.