برگردان به زبان ساده
هرگل که پر از لخت جگر نیست کنارش
بر سر نتواند زدن از شرم، بهارش
هوش مصنوعی: هر گلی که دلش پر از درد و رنج باشد، نمیتواند به راحتی در کنار دیگران خوشحال و شاداب به نظر برسد و از این رو، همیشه در دل خود شرم و ناراحتی دارد.
از پرتو رخسار جهانسوز تو دارم
آن شعله به دل، کآتش طور است شرارش
هوش مصنوعی: از زیبایی چهره سوزان تو، شعلهای در دل دارم که مانند آتش کوه طور است.
در خورد زوالش نبود دولت دنیا
این باده نیرزد به غم و رنج خمارش
هوش مصنوعی: تقدیر دنیا به گونهای است که حتی با نوشیدن این میگساری، نمیتوان بر غم و رنج ناشی از زوالش غلبه کرد. به عبارت دیگر، این باده ارزش آن را ندارد که برای رهایی از درد و سختی ناشی از مشکلات این دنیا مصرف شود.
در سینهٔ من بس که شهید است تمنّا
دشتی ست که بر روی هم افتاده شکارش
هوش مصنوعی: در دل من آرزوهای زیادی وجود دارد و به قدری این آرزوها زیبا و ارزشمند هستند که مانند یک دشت پر از شکار میمانند که روی هم انباشته شدهاند.
از سرو تو این جلوهٔ نازی که حزین دید
پیداست که بر باد رود صبر و قرارش
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت تو، مشخص است که صبر و آرامش او به زودی از بین خواهد رفت و تحت تاثیر این جلوهی دلربا قرار خواهد گرفت.