برگردان به زبان ساده
چو موج می جدا از باده نتوان کرد پیوستش
بود میخانه زیر دست مژگان سیه مستش
هوش مصنوعی: مانند موجی که نمیتوان آن را از نوشیدنی جدا کرد، پیوستگیاش با میخانه وجود دارد. زیر دست مژگان تیرهاش، مستی و شوری است که از آن ناشی میشود.
چو آن کافر که اسلام آورد از بی نواییها
ره دین می رود زاهد، که دنیا نیست در دستش
هوش مصنوعی: مثل آن کافر که به خاطر فقر و تنگدستی به اسلام روی میآورد، راه دین را پیش میگیرد. زاهدی که دنیا در دستش نیست و وابستگی به آن ندارد، نیز به همین صورت مسیر معنوی خود را دنبال میکند.
گذر کرد از گلویم ناوکش چون قطرهٔ آبی
چه منّتهاست برگردن مرا از صافی شستش
هوش مصنوعی: این مصراع به این معناست که تیر محبت، به راحتی و سریع از گلویم عبور کرد، مانند یک قطره آب. این تجربه چگونه میتواند بر گردن من سنگینی کند و من را تحت تأثیر قرار دهد، مانند اینکه شفاف و پاک از دل شسته شده باشم.
به امّید نگاهی دل به دنبالش فرستادم
به تیر غمزه نامهربان، آن بی وفا خستش
هوش مصنوعی: به امید اینکه یک نگاه از او به من بیفتد، دل را به دنبال او فرستادم، اما آن معشوقهی بی وفا با یک نگاه غمزه باعث خستگی و ناامیدی من شد.
چه لذت بود از قاتل حزین نیم بسمل را
که در خون می تپید و آفرین می گفت بر دستش؟
هوش مصنوعی: چه لذتی بود از دیدن قاتل حزین نیم بسمل، که در حالی که در خون غوطهور بود، به دستش آفرین میگفت؟