برگردان به زبان ساده
جز خون به بزم ما می نابی ندید کس
غیر از دل برشته کبابی ندید کس
هوش مصنوعی: حضور هیچ کس در مهمانی ما به جز خون و دل سوخته مشاهده نشد و کسی جز ما درد و غم را تجربه نکرد.
آیا کدام شیوه، دل آشوب عاشق است؟
روی تو را ز طرف نقابی ندید کس
هوش مصنوعی: کدام روش یا طریقه است که دل عاشق را ناآرام میکند؟ هیچکس نتوانسته صورت تو را از پشت نقابت ببیند.
در دهر گوشه ای که توان زیستن کجاست؟
اینجا به کام جغد، خرابی ندید کس
هوش مصنوعی: در این زمانه، جایی که بتوان به خوبی زندگی کرد کجاست؟ حتی اینجا، که به خاطر جغدها و سکوتش از خرابی خبری نیست، کسی زندگی نکرده است.
در حیرتم که شادی و غم را مدار چیست؟
لطفی عیان نگشت و عتابی ندید کس
هوش مصنوعی: من در بهت و حیرت هستم که منشأ شادی و غم چیست؟ نه لطفی به طور آشکار دیده میشود و نه کسی مورد سرزنش قرار گرفته است.
جز مهر اوکه در دل صدپارهٔ من است
در شیشهٔ شکسته، شرابی ندید کس
هوش مصنوعی: تنها عشقی که در دل مشغول و شکستۀ من وجود دارد، همان مهر اوست و هیچکس شرابی مثل آن را در شیشهای شکسته مشاهده نکرده است.
یک دل نشد ز چرخ سیه کاسه کامیاب
زین جام سرنگون دم آبی ندید کس
هوش مصنوعی: در میان چرخ فلک و بیوفاییاش، هیچکس نتوانسته از این دنیای پر دغدغه و ناکامی بهرهمند شود. هیچ کس از قطره آبی که در این مسیر زندگی وجود ندارد، دیده نمیشود.
مژگان چو خار در قدم اشک گرم سوخت
آتش فشان چو دیده، سحابی ندید کس
هوش مصنوعی: مژهها به مانند خار به پا، اشک داغی را سوزاند و آتش فشانی مانند چشم، ابرها را ندید.
باشد بهشت، صحبت دیوانگان حزین
کز پند عاقلانه عذابی ندید کس
هوش مصنوعی: بهشت ممکن است مکانی زیبا باشد، اما گفتوگو با دیوانگان همواره لذتبخش است، زیرا از نصایح و پندهای عاقلانه هیچکس آسیبی ندیده است.