برگردان به زبان ساده
به عجز من بنگر وز غرور یارمپرس
ز سرفرازی آن سرو پایدار مپرس
هوش مصنوعی: به ناتوانی من نگاه کن و از تکبر محبوب چیزی نپرس، از سربلندی و پایداری آن سرو هم سوالی نکن.
به غمزه های شکارافکن از کمین برخیز
ز خونبهای من ای نازنین سوار مپرس
هوش مصنوعی: به خاطر ناز و غمزههای تو، ای عشق، از پنهانگاه بیرون بیا و دیگر درباره بهای محبت من سؤال نکن.
گداخت زهر فراق تو جان شیرینم
ز تلخ کامی شبهای انتظار مپرس
هوش مصنوعی: با فراق تو، جان شیرینم به درد آمده و شبهای انتظار برای من پر از تلخی است؛ از این تلخیها به هیچکس نگو.
تویی که چاره دلهای دردمندانی
ز دردمندی دلهای بیقرار مپرس
هوش مصنوعی: تو تنها راه نجات دلهای دردمندی، که از بیقراری رنج میبرند، هستی. از درد دلهای آنها سوال نکن.
مقیم لنگر تسلیم عشق باش حزین
درین محیط پرآشوب از کنار مپرس
هوش مصنوعی: در این زندگی پر از مشکلات و آشفتگیها، به عشق و تسلیم در برابر آن ادامه بده و مانند یک لنگر، در همین جا ثابت بمان. از دیگران نپرس که چه باید بکنی.