برگردان به زبان ساده
با یار نیست دوری ما راکمی هنوز
در عشق محرمیم به نامحرمی هنوز
هوش مصنوعی: فاصله ما از یار باعث کم شدن عشقمان نشده است؛ هنوز هم در عشق به همدیگر رازدار و محرم هستیم، حتی اگر با هم نباشیم.
افشرده بود رنگ خزانم بهار را
خون می چکد ز ناصیه خرمی هنوز
هوش مصنوعی: درختان و گیاهان در حالت پاییزی خود خشک و پژمردهاند و این حالت موجب شده که از سرسبزی بهار خبری نباشد. به همین دلیل، حسرت و اندوهی از سرزندگی در درونم جاری است.
با آن که گشته ام نمکستان خنده ات
نالد دهان زخم، ز بی مرهمی هنوز
هوش مصنوعی: با اینکه در عشق تو همچنان مشغول شادی و خندهام، اما زخم دل و دهانم هنوز از بیدرمانی و درد رنج میبرد.
از جلوه تو محفل سوز است سینه ام
در دیده می تپد نگه ماتمی هنوز
هوش مصنوعی: از زیبایی تو، قلبم به شدت میسوزد و در چشمانم هنوز نگاهِ غمگینی وجود دارد.
افغان من فسانه خواب تغافل است
دارد اثر، به نالهٔ من همدمی هنوز
هوش مصنوعی: آه من داستان نادانی است که نشانهای از خودش دارد و هنوز هم در نالهٔ من یک همراه وجود دارد.
با آنکه از خدنگ تو چاک است سینه ام
چونگل نبرده راه به دل بی غمی هنوز
هوش مصنوعی: با اینکه سینهام به خاطر تیرهای تو زخم زده است، ولی هنوز نتوانستهام به دل آرامش و بیدغدغهای برسم.
نم درجگر نمانده و چشم ترم حزین
از ابر نوبهار ندارد کمی هنوز
هوش مصنوعی: دل من دیگر توان ندارد و چشمانم پر از غم است. حتی بارانی که در فصل بهار میبارد، نمیتواند اندکی از این حس ناامیدی را کم کند.