برگردان به زبان ساده
ای عشق، خون دیده مرا در ایاغ ریز
در جیب جان سوخته، یک مشت داغ ریز
هوش مصنوعی: ای عشق، اشکهایم را در دل سوزانم بریز و زخمهای عمیق را در جیب وجودم جمع کن.
اززهد خشک مهر و وفاگل نمی کند
خونش به خاک شوره زمین فراغ ریز
هوش مصنوعی: از زهد خشک و بیروح نمیتوان احساس محبت و وفاداری را به دست آورد. اگر این عشق و محبت در دل نباشد، مانند خونریزی خواهد بود که بر خاکی بیبرکت و شورهزار میافتد و نمیتواند بارور شود.
از غیب بشکفان لب لعلی به طالعم
شوری درین بهار مرا در دماغ ریز
هوش مصنوعی: از عالم غیب نازکیهای لبی مانند لعل برای من میریزد تا در این بهار، شوری در سرم ایجاد کند.
مشکین عذار من، به چمن طرّه برفشان
بویی ازین بنفشه و سنبل به باغ ریز
هوش مصنوعی: چهرهی تیره و زیبای من در چمن مانند دستههایی از گلهای بنفشه و سنبل عطر خوشی را پراکنده میکند.
هرگز به کویت آبله پایان نمی رسند
خاری به راه پی سپران سراغ ریز
هوش مصنوعی: هرگز به جایی که تو هستی، گزند و درد به پایان نمیرسد. در مسیر کسانی که به تو میرسند، همواره موانع و مشکلات وجود دارد.
ای دل درین بهار، نثار ره جنون
اشکی به رنگ لاله به دامان راغ ریز
هوش مصنوعی: ای دل، در این بهار، اشکی به رنگ گل لاله به پای درختان در حال جنون بریز.
شوری فتاده است حزین از نوای تو
مشتی ازین نمک به گریبان داغ ریز
هوش مصنوعی: احساس شدیدی در دل حزین به خاطر صدای تو به وجود آمده است، مانند این که مقداری از نمک به داغی در لباسش افتاده باشد.