برگردان به زبان ساده
بی تو در پیرهن نامیه، خار است بهار
چشم مخمور تو را گرد و غبار است بهار
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، بهارِ چشمهای خوابآلودت مانند خار در پیرهنی بیاهمیت به نظر میرسد و غبار روی آن نشسته است.
به تمنّای تو ای نسترن آرای بهشت
پای تا سر همه آغوش و کنار است بهار
هوش مصنوعی: به خاطر خواسته تو ای گل نسترن که زیبای بهشت هستی، تمام وجودم پر از شوق و اشتیاق بهار است.
بس که دنبال تو ای سرو خرامان گشتهست
پایش از شبنم گل آبله دار است بهار
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه مدام به دنبال تو میدود، پایش به خاطر شبنم گلها زخم و آسیب دیده است، بهار به خوشحالی و شادابی تو میگذرد.
رنگ ازو، بوی از او، حسن و لطافت همه او
بیخود از جلوه ی آن لاله عذار است بهار
هوش مصنوعی: تمام زیباییها و لطافتها از اوست و هرچه در دل طبیعت میبینیم، به خاطر جلوهی دلربای اوست. در واقع، بهار به واسطهی عنصر زیبایی و دلنشینیاش نمایان میشود.
تکیه بر بستر نسرین و سمن نتواند
بس که از دست غمت زار و نزار است بهار
هوش مصنوعی: با تکیه بر گلهای نسرین و سمن، نمیتوان غم تو را فراموش کرد، زیرا به خاطر ناراحتیات، بهار نیز دچار زوال و افسردگی است.
آن قدر نیست که گل ساغر می را بکشد
حیف و صد حیف که بی صبر و قرار است بهار
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که زیبایی و جذابیت گل به اندازهای نیست که بتواند تمام و کمال می را تسخیر کند. افسوس و دریغ از این که بهار بیصبر و آرامش به سر میرسد و نمیتوان از آن به درستی لذت برد.
سرو رعنای مرا حلّه طراز است چمن
ماه زیبای مرا آینه دار است بهار
هوش مصنوعی: سرو زیبای من در چمن مثل یک گلی خوشطرح و زیبا به نظر میرسد و ماه زیبای من بهار را همانند یک آینه نشان میدهد.
غنچه در پوست نگنجید ز تأثیر نسیم
زاهد از خرقه برون آی، بهار است بهار
هوش مصنوعی: غنچه به خاطر تأثیر نسیم نمیتواند در پوست خود باقی بماند. ای زاهد، از خرقهات بیرون بیا، چون بهار فرا رسیده است.
شعله خوی تو حزین آفت گلزار نگشت
جگرش داغ از آن لاله عذار است بهار
هوش مصنوعی: شعله وجود تو، با دلشکستگی، مانند آفتی بر گلزار نیست. دلش از زیبایی چهرهات به شدت داغ و دلتنگ است، بهار به خاطر تو غمگین است.