برگردان به زبان ساده
ای صبا نکته ای از لعل شکربار بیار
گهری تحفه ز گجینه ی اسرار بیار
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاهی، نکته ای از زیبایی و لطافت بیاور و جواهری از گنجینه اسرار به همراه داشته باش.
در جبینش اثر مهری اگر هست بگوی
مژده ی پرتوی از عالم انوار بیار
هوش مصنوعی: اگر بر روی پیشانیاش نشانهای از عشق وجود دارد، بگویید که مژدهای از نور و روشنایی از عالم وجود آورده است.
دامن آلوده به بوی گل فردوس مکن
هر چه می آوری از خاک ره یار بیار
هوش مصنوعی: دامن خود را به عطر و زیبایی بهشت آلوده نکن و هر چیزی که از مسیر محبوب میآوری، بیاور.
با اسیران وفاکیش چه سر داشت؟ بگوی
خبر دلکشی از ناوک دلدار بیار
هوش مصنوعی: آیا میتوانی بگویی چه بر سر اسیران وفاداری او آمده است؟ خبر دلانگیزی از تیر معشوق برایم بیاور.
سرنوشت غم جانسوز من و شمع یکی ست
جای گل آتشی، آرایش دستار بیار
هوش مصنوعی: سرنوشت دردناک من با سرنوشت شمع یکسان است. جایی که گل آتشین وجود دارد، دستار را بیار تا آمادهام کنی.
گل باغم نکنی گر به گریبان باری
بوی جان بخشی از آن رخنه ی دیوار بیار
هوش مصنوعی: اگر گل باغم را نچینی، وقتی که در گریبانم هستی، بوی جان بخشی را از آن شکاف دیوار برایم بیاور.
ای که از سیر چمن بال فشان می گذری
برگ سبزی سوی مرغان گرفتار بیار
هوش مصنوعی: ای کسی که در حال عبور از باغ و چمن به زیبایی پرواز میکنی، لطفاً برگی سبز برای پرندگان گرفتار بیاور.
لب مخمور مرا جرعه نبندد ساقی
چون رسد دور به من، میکده بردار بیار
هوش مصنوعی: ای ساقی، وقتی که از من دور میشوی، هرچند لبم را با جرعهای مست نکن، اما وقتی نزدیک میشوی، بزم و میکده را برایم بیاور.
چند بر دوش توان خرقه ی ناموس کشید؟
مست از صومعه ام تا سر بازار بیار
هوش مصنوعی: چند بار میتوان بار سنگین ناموس را بر دوش کشید؟ من از حالت مستی ناشی از عبادت به بازار میروم.
به هواداری از آن سیب زنخدان بویی
گر توانی به مشام من بیمار بیار
هوش مصنوعی: اگر میتوانی، بوی آن سیب زیبا را به مشام من که بیمار شدهام برسان.
قول حافظ برد از دل غم دیرینه ی ما
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار
هوش مصنوعی: ای نسیم، با خودت بوی خوشی از سرزمین محبوبمان بیاور و غمهای قدیمی ما را از دلمان ببندار.