برگردان به زبان ساده
موج حیات از آن گل رخساره نگسلد
فیض مدام از آن لب می خواره نگسلد
هوش مصنوعی: جریان زندگی از چهره زیبا جدا نمیشود و نعمت دائمی از لبهای نوشندگان شراب نیز قطع نخواهد شد.
حیرت مرا چو آینه، وصل مدام داد
از روی یار، رشتهٔ نظاره نگسلد
هوش مصنوعی: حیرت من مانند آینهای است که دائماً به من وصال یار را نشان میدهد و رشتهٔ تماشای او هرگز قطع نمیشود.
بستند از ازل رگ جان را به تیغ او
پیوند دل ز غمزهٔ خونخواره نگسلد
هوش مصنوعی: از ابتدا رگ زندگیام را با تیغ او گره زدهاند و دل من به واسطهٔ نگاه سرخوشانهاش هرگز جدا نخواهد شد.
شب برقع افکنی چو ز روی عرق فشان
تار نگاه ثابت و سیّاره نگسلد
هوش مصنوعی: وقتی در شب، پردهای بر چهره خود بیندازی و به خاطر عرقی که بر رویت نشسته است، نگاهت ثابت و متمرکز باقی بماند، مانند ستارهای که در آسمان نمیافتد.
زنّار و سبحه گو برود از کفم حزین
پیمان من ز زلف ستمکاره نگسلد
هوش مصنوعی: زنار و تسبیح را از دستانم دور کن، زیرا پیمان من با زلف دختری ستمگر قطع نخواهد شد.