برگردان به زبان ساده
زد آتش در دلم چون شمع، دیدار این چنین باید
نگه در دیدهٔ تر سوخت، رخسار این چنین باید
هوش مصنوعی: دل من مانند شمعی در آتش سوخت، چرا که دیدن کسی اینگونه، نیازمند اشکهایی است که در چشمان تر ریخته میشود، و چهرهای این گونه، محشری از زیبایی است که باید او را با چشمان اندوهگین نگریست.
تپد دل در بر از طرز خرام تازه شمشادش
غبارم را به شور آورده، رفتار این چنین باید
هوش مصنوعی: دل من به خاطر زیبایی و طرز راه رفتن دلپذیر او به تپش افتاده و خاکسترم را به هیجان آورده است، چنین رفتاری نیازمند توجه و تفکر است.
خمارآلودهٔ منّت نیم از ساغر و مینا
شرابم خون، دلم پیمانه، خمّار این چنین باید
هوش مصنوعی: من در وضعیت مستی و انزوا به سر میبرم، نه از شراب و ظرف مینوید، بلکه خون دلم مانند پیالهای پر از غم و اندوه است. این حالت من باید اینطور باشد.
ز شمع کلبه ام باشد شرر در سنگ روشن تر
سیه روزان هجران را شب تار این چنین باید
هوش مصنوعی: آتش شمع کلبهام از سنگ هم درخشانتر است، و شب تار جدایی، اینگونه باید باشد برای روزگاران سیهرو.
حزین از دامن پاک نفس، صیقل زدی دل را
غبار از خاطر ما رفت، گفتار این چنین باید
هوش مصنوعی: حزین به خاطر روح پاک و نفسی لطیف، دل ما را جلا بخشیدی و غبار烦ی از یاد و خاطر ما زدودی. اینگونه سخن گفتن لازم و شایسته است.