برگردان به زبان ساده
پیمانه، گرد کلفت صد ساله می برد
آلودگی، ثلاثهٔ غسّاله می برد
هوش مصنوعی: پیمانهای که برای اندازهگیری استفاده میشود، بعد از گذشت صد سال هنوز هم کثیف و آلوده است و این نشان میدهد که کسی نمیتواند آن را به راحتی تمیز کند.
پیداست حال عشرت گلگشت روزگار
از داغ حسرتیکه به دل لاله می برد
هوش مصنوعی: واضح است که حال خوش گردش روزگار تحت تأثیر اندوهی است که بر دل لاله مینشیند.
یاری که باری از دل ما کم کند کجاست؟
گاهی غبار خاطر ما، ناله می برد
هوش مصنوعی: کسی که بتواند غم و دلتنگی ما را کم کند، کجاست؟ گاهی اوقات، کدورتها و غصههای درون ما به قدری سنگین میشود که باعث ناله و افسوس ما میگردد.
لخت جگر به بندر چشمم گشوده بار
اشک از کنار هر مژه پرگاله می برد
هوش مصنوعی: چشمهای من پر از اشک است و مانند دریا با غم و اندوه میریزد. این احساس عمیق باعث شده که غم و درد در وجودم به شدت حس شود.
ضعف رسا، رسید به جایی که ناله ام
حسرت به حال شعلهٔ جوّاله می برد
هوش مصنوعی: ناتوانی من به جایی رسیده که فریاد من، افسوس و حسرتی را به حال آتش بیپناهم میآورد.
جای شرر، سپهر مغان پیشه بعد ازین
زاتشکده فسردگیم، ژاله می برد
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به حال و روز خود اشاره میکند که پس از آنکه آتش عشقش خاموش شده و غم و اندوه به سراغش آمده است، دیگر نمیتواند شادی و سرزندگی گذشته را باز یابد. همچنین، به تمایل خود برای رهایی از این درد و رنج اشاره دارد و میخواهد که درد بالای او به خاطر نوای دلنواز زندگی، کمتر شود.
دردت مباد قسمت این تلخ کام، کو
فیض از شکر لب تو به تبخانه می برد
هوش مصنوعی: ناراحتی تو آرزویی است که هیچکس نمیخواهد. چون لذت و خوشی از لبهای شیرین تو به جایی میرود که از غم و اندوه پر است.
خواهد نمود چشم تو تاراج دین و دل
زین فوج فتنه ای که به دنباله می برد
هوش مصنوعی: چشم تو باعث میشود که در شرایطی پر هیاهو و پر از فتنه، ایمان و دل را به خطر بیندازد.
خوی ستمگر تو در آغاز گیر و دار
کار از کف ملایک عمّاله می برد
هوش مصنوعی: طرز رفتار تو، که ستمگرانه است، در شروع هر کار باعث میشود که حتی فرشتگان هم از انجام وظایف خود بازمانده و دور شوند.
بر تنگ شکّر تو ره افتاده مور را
دردا که دزد، حاصل بنگاله می برد
هوش مصنوعی: مور، حشرهای کوچک و زحمتکش است که بر روی شکری که از تنگ افتاده حرکت میکند. در اینجا، اشاره به این است که در عوض شکری که در دسترس است، دزدی در حال بردن محصولی ارزشمند و نادر از بنگاله است. این یکی از دردسرهای زندگی است که گاهی اوقات آنچه بیاهمیت به نظر میرسد، در برابر چیزهای باارزش و حیاتی میتواند تحت تأثیر و خطر قرار گیرد.
صورتگر، از رخت چه کشد غیر انفعال؟
کز کار دست قوت فعاله می برد
هوش مصنوعی: صورتگر، از چهرهات چه برمیآید جز تنبلی و بیعملی؟ زیرا از توان دست، اثرگذاری و نیروی فعالی که میتوانی داشته باشی، گرفته میشود.
آخر خط از جمال بتان کامیاب شد
فیض از وصال ماه رخان هاله می برد
هوش مصنوعی: در انتهای زیبایی و جمال معشوقان، فیض و بهرهمندی حاصل شد؛ زیرا وصال و نزدیکی به چهرههای زیبا همچون ماه، دائماً بخشی از نور و تابش را به همراه دارد.
نفست ربوده مایهٔ شیطان نبرده را
دزد آنچه وا گذاشته، رمّاله می برد
هوش مصنوعی: جان تو به قدری زیبا و با ارزش است که شیطان نمیتواند آن را برباید؛ بلکه فقط دزدهایی که از خیرات و خوبیها دست کشیدهاند، میتوانند چیزهایی را که تو بیاعتنا به آنها هستی، به سرقت ببرند.
گر زانکه ریش گاونیی، از چه سامری
هوش از سرت به نغمهٔ گوساله می برد؟
هوش مصنوعی: اگر از آنکه موهایش مانند موهای گاو است، به چه دلیل سامری با آواز گوساله، هوش و فکر تو را تحت تأثیر قرار میدهد؟
حاجت به وصف نیست کلام تو را حزین
کی حسن شوخ، منت دلاله می برد؟
هوش مصنوعی: نیازی به توصیف نیست درباره کلام تو، زیرا زیبایی و شوخی تو، خود به تنهایی پیامرسان است.