برگردان به زبان ساده
بانگی به حریفان فرو رفته صبا زد
گلبن ز نو آراسته شد، مرغ نوا زد
هوش مصنوعی: بادی خوش به حریفان وزید و بستان با گلهای تازه زینت یافت، پرندهای نیز آواز سر داد.
دل شور برآورد ز آسوده مزاجان
زاشفته صفیری که در آن زلف دوتا زد
هوش مصنوعی: دل به شدت بیقراری میکند از کسانی که در آرامش به سر میبرند، مانند صدای دلانگیزی که در میان دو زلف خفتهای به صدا در میآید.
در مهد گران خواب عدم بود دو عالم
آن روز که ما را ستم عشق صلا زد
هوش مصنوعی: در دنیای بیخبری و خواب غفلت، هر دو جهان در آن روزی که عشق ما را به زنجیر کشید بود، وجود داشتند.
هر دل که به سیلاب جنون خانه نپرداخت
آلودگی ای داشت، در خوف و رجا زد
هوش مصنوعی: هر دلی که در طوفان جنون غرق نشد، در حقیقت دچار آلودگی بود و در بین ترس و امید به سر میبرد.
در شهر فنا، شحنه غیور است، حذر کن
هرکس که سرافراخت، به شمشیر فنا زد
هوش مصنوعی: در دنیای زودگذر، نگهبانی با غیرت وجود دارد، پس از هر کسی که خود را بالاتر از دیگران میبیند، پرهیز کن، زیرا او با شمشیر فنا به جان خواهد آمد.
جایی که غم عشق بود مهر پدر چیست؟
یعقوب خمش گشت و دلم وا اسفا زد
هوش مصنوعی: در جایی که غم عشق وجود دارد، عشق پدر چه ارزشی دارد؟ یعقوب با دل شکسته کنایه ای از درد و اندوه خود را بیان کرد.
دست هوس از نعمت کونین کشیدیم
این همّت مردانه به عالم سرپا زد
هوش مصنوعی: ما از خواستههای دنیوی دست کشیدیم و این ارادهی قوی مردانه را به نمایش گذاشتیم.
در نکته حزین نقش حریفی چو تو ننشست
هرجا رقمی زد نی کلک تو، به جا زد
هوش مصنوعی: در موضوع غمانگیز، کسی به خوبی و زیبایی تو جا نگرفته است. هرجا که اثری از تو به جای مانده، قلم تو به بهترین شکل نوشته است.