برگردان به زبان ساده
کی صرفه ز ما خصم سبک سر به دغا برد؟
خود باخت، دغل باز حریفی که ز ما برد
هوش مصنوعی: چه کسی توانسته است در بازی نیرنگ و فریب از ما پیروز شود؟ این خود ما بودیم که در دام فریب یک رقیب بیخبر گرفتار شدیم.
از هر دو جهان باز نیامد خبر از او
دل را کشش عشق ندانم به کجا برد؟
هوش مصنوعی: از هیچکدام از دو جهان خبری از او نیامده است. نمیدانم که دل را این کشش عشق به کجا میبرد.
افسرده ز دم سردی ایّام نگردید
آتشکده آتش مگر از سینهٔ ما برد؟
هوش مصنوعی: در حالتی که روزگار به دلایل مختلف غمانگیز و سرد است، آیا آتشگاه عشق و شور و نشاط فقط از دلهای ما خاموش نمیشود؟
از منّت پیری ست گرانباری دوشم
لب را به قدم بوس تو این پشت دوتا برد
هوش مصنوعی: از لطف و مهربانی پیری، بار سنگینی بر دوش من است؛ دیشب پاهایم را برای بوسه به تو کشیدم و همچنین بر این دوش خود تحمل کردم.
یک جلوه خیال تو در اندیشهٔ ما کرد
دل لذت دیدار جدا، دیده جدا برد
هوش مصنوعی: تصویر تو در ذهن ما نقش بسته و دلمان از دیدن تو لذت میبرد، اما این دیدار به تنهایی ما را از هم جدا کرده است.
خورشید نبردهست به چوگان سعادت
گویی که ز میدان شهادت سر ما برد
هوش مصنوعی: خورشید، به عنوان نماد روشنی و سعادت، در مسابقهای که به پیروزی میانجامد، نشاندهندهی موفقیت و خوشبختی است. گویی ما از میدان جنگ و نبرد خارج شدهایم، جایی که نشانهای از شجاعت و فداکاری بوده است.
تردامنی مشرب رندانه حزین را
از توبه پشیمانی و از خرقه صفا برد
هوش مصنوعی: حرس و ادا و حسن رندی، به معنای دوری از توبه و و ساعتهای تیره و تار را از دل حزین پاک کرده است.