برگردان به زبان ساده
پیکان تو مشکل که به دل یار توان کرد
دیگر چه علاج دل بیمار توان کرد؟
هوش مصنوعی: پیکان عشق تو به دل محبوب، کاری دشوار است؛ پس چه راهی برای درمان دل بیمار وجود دارد؟
من مردم و یک بار به خاکم نگذشتی
این کوه غمی نیست که هموار توان کرد
هوش مصنوعی: من انسانی هستم که فقط یک بار به من توجه نکردی، این غم بزرگ مانند کوه نیست که بتوان آن را از بین برد یا صاف کرد.
کس شغل محبّت نرسانده ست به پایان
دل چون رود از کف چقدر کار توان کرد؟
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته است عشق را به انتها برساند، دل مانند جویباری است که از دست میرود؛ انسان چه کارهای زیادی میتواند انجام دهد؟
صرصر چه زند گرم به خاکستر من پای؟
بختم نه چنان خفته که بیدار توان کرد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که طوفان و سختیها نمیتوانند به خاکستر زندگی من آسیب برسانند، زیرا من به قدری در دلغم و نا امیدی غرق هستم که هیچ چیزی نمیتواند مرا از این حالت بیدار کند.
صد عقده بود بر دلش از بار علایق
این سبحه به گرد سر زنّار توان کرد
هوش مصنوعی: دلش پر از مشکلات و ناراحتیها بود، اما میتوانست با یک نوار دور کمر خود، همه آنها را کنار بگذارد.
بر دوش اگر بار سر خویش کشیدیم
شادیم که خاک قدم یار توان کرد
هوش مصنوعی: اگر بر دوش خود بار سنگینی را حمل کردیم، خوشحالیم که خاک پای محبوب این بار را میتواند تحمل کند.
شور تو حزین از لب شیرین سخن کیست؟
مصر از نی این خامه شکر بار توان کرد
هوش مصنوعی: کیست که بتواند از سخنان شیرین تو غم و اندوهی بیافریند؟ همچون نی که از خود صدای دلنشین و شیرینی دارد، میتوان با این قلم هم داستانهایی شکرین و دلنشین نوشت.