برگردان به زبان ساده
اگر دست مرا ساقی به یک رطل گران گیرد
الهی در جهان کام دل از بخت جوان گیرد
هوش مصنوعی: اگر ساقی به من یک بار مشकी بدهد، امیدوارم در این دنیا با کمک بخت جوانم، به آرزوهایم برسم.
سعادتمند را باشد گوارا، سختی عالم
هما را در گلو هرگز ندیدم، استخوان گیرد
هوش مصنوعی: سعادتمند کسی است که زندگیاش را با آرامش و لذت سپری میکند. اما من هرگز سختیها و مشکلات این دنیا را نمیتوانم در گلویم حس کنم؛ مانند استخوانی که در گلو گیر کرده باشد و امکان بلعیدن آن وجود نداشته باشد.
چه سان در سینه ام جا می تواند کرد، حیرانم
خدنگت را که دل از خانهء تنگ کمان گیرد؟
هوش مصنوعی: چگونه میتواند در دل من جایی پیدا کند، در حالی که من حیرانم از تیر تو که چطور قلبم از این مکان کوچک بیرون خواهد آمد؟
به پیش شمع رویت منصب پروانگی دارم
تو چون عارض برافروزی، مرا آتش به جان گیرد
هوش مصنوعی: من در برابر شمع چهرهی تو مقام پروانه را دارم، زیرا وقتی تو چهرهات را میدرخشی، آتش در وجود من زبانه میکشد.
کسی را هر قدر دل شهره باشد در جگر داری
سر ره چون به آن بیگانه خوی سرگران گیرد؟
هوش مصنوعی: اگرچه فردی در جامعه مشهور و محبوب باشد، اما وقتی به آن بیگانه که از خودش خبر ندارد، میرسد، چگونه میتواند دلمشغولیها و غمهای خود را پنهان کند و به تظاهر ادامه بدهد؟
گداز شرم یکسرژاله سازد نرگسستان را
نظر چون کام خاطر، زان جبین خوی فشان گیرد
هوش مصنوعی: شرم و حیا مانند بارانی است که تمام نرگسزار را تحت تاثیر قرار میدهد و زیبایی آن را دوچندان میکند. این احساس، با تماشای زیبایی چهره، به دل شوق و خوشحالی میآورد.
حزین از پای ننشینم به راه انتظار او
چو مجنون بر سر شوریده گر مرغ آشیان گیرد
هوش مصنوعی: هرگز از پا نخواهم افتاد و از راه انتظار او باز نمینشینم، حتی اگر همچون مجنون به دیوانگی بیفتم و چون پرنده به آشیانهام بخواهد بازگردد.