برگردان به زبان ساده
تا سرو را هوای قدت سرفراز کرد
پا از گلیم ناز چو زلفت دراز کرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که بلندی و زیبایی قامت تو مانند سروها باعث میشود که سر از پا بیرون بگذاری، پاهایت را از لایه نرم خود خارج میکنی، زیرا که زیبایی تو به مانند زلفهای دراز است.
پیچید بوی جان، به دماغ دلم ز دور
مشاطهٔ صبا سرِ زلفت چو باز کرد
هوش مصنوعی: بوی جانفزای تو از دور به مشام دل من رسید، وقتی که نسیم صبحگاهی در زلفهایت را باز کرد.
کونین را چو مردم چشمم به خون نشاند
آه این چه نغمه بود که عشق تو ساز کرد؟
هوش مصنوعی: چشمم را به دیدن دو جهان، به خون غرق کردم. آه، چه آهنگی بود که عشق تو برایم آفرید؟
چشمت به یک کرشمه به روی دلم گشود
هر در که بخت بر رخ جانم فراز کرد
هوش مصنوعی: نگاه زیبایت با یک اشاره، درهای قلبم را به رویم گشود، هر فرصتی که سرنوشت بر چهرهام آورد.
زاهد به ذوق سجدهٔ محراب ابروبت
در کعبه رو به قبلهٔ کویَت نماز کرد
هوش مصنوعی: زاهد با شوق و دلسوزی در سجدهای که به خاطر زیبایی ابروهای تو انجام میدهد، در کعبه و رو به قبلهی محل تو نماز میگذارد.
محمود را چو قطع تعلّق شد از حیات
پیوند جان به رشتهٔ زلف ایاز کرد
هوش مصنوعی: زمانی که محمود از زندگی و تعلقات دنیوی جدا شد، پیوند جان او با رشتههای موی ایاز برقرار گردید.
با ابروی تو پشت به پشت است در جفا
چشمت که دست فتنه در آغوش ناز کرد
هوش مصنوعی: ابروی تو به گونهای است که بر بدیهای چشمت پنهان میشود و دست فتنه به ناز و عشق در آغوش تو جا خوش کرده است.
چون جان برد ز شست نگاهت دل حزین ؟
نتوان ز زخم تیر قضا احتراز کرد
هوش مصنوعی: چرا وقتی نگاهت را میچشی، دلم اینقدر غمگین میشود؟ نمیتوان از زخمهایی که سرنوشت میزند، فرار کرد.