برگردان به زبان ساده
ساقی به حریفان خط جامی نفرستاد
دیری ست که مستانه پیامی نفرستاد
هوش مصنوعی: مدتی است که ساقی به رفقا پیام یا جامی نفرستاده و دوستان مست نیز خبری نفرستادهاند.
از بوسه به پیغام، تسلی شده بودیم
این شهد گلوسوز به کامی نفرستاد
هوش مصنوعی: ما با بوسه و پیغام یکدیگر، احساس آرامش و تسلی میکردیم، اما این شیرینی دردناک هرگز به کام ما نرسید.
چون سرمه به چشم من از آن طرف بناگوش
مشکین رقم غالیه فامی نفرستاد
هوش مصنوعی: چون سرمه به چشم من است، از آن سو برایم عطری با رنگ مشکی و زیبا نفرستادند.
فریاد که از بندگیم یاد نیاورد
تشریف قبولی، به غلامی نفرستاد
هوش مصنوعی: به من توجهی نکرد و من را به عنوان خدمتکار نپذیرفت، در حالی که حتی به یاد آوردن سرنوشت بندگیام را هم نداشت.
مرغ دل وحشی صفتم را به اسیری
بال از رگ جان بست و به دامی نفرستاد
هوش مصنوعی: پرندهی آزاد و وحشی دل من به خاطر عشق و محبت، پرهایش را به رگ جانم گره زده و هیچگاه به دام دیگری نیفتاد.
بویی که کند خاطر از آن نافه گشایی
آن غالیه گیسو به مشامی نفرستاد
هوش مصنوعی: بویی که از گشادن نافه به مشام برسد، از آن غالیه گیسو هیچگاه به وجود نیامد.
با باد صبا گر خبری هست بپرسید
از منزل سلمی که سلامی نفرستاد
هوش مصنوعی: اگر بادی خوش و ملایم بوزد و خبر خوبی داشته باشد، از خانه سلمی بپرسید، چرا که او هیچ پیامی نفرستاده است.
یک جرعهٔ می بود حزین آفت زهدم
تا پخته شوم، آتش خامی نفرستاد
هوش مصنوعی: برای اینکه به پختگی و کمال برسم، به یک جرعه شراب نیاز دارم، اما چنان که هستم، آتش خامی به من نخواهد رسید.