برگردان به زبان ساده
جور اغیار و غم فرقت یار آخر شد
عهد ناکامی عشاق فکار آخر شد
هوش مصنوعی: پس از سالها رنج و غم ناشی از جدایی معشوق و ستم دیگران، بالاخره به پایان رسید و عذاب عاشقان به اتمام رسید.
خم بجوش آمد و برخواست ز میخانه خروش
ابشرو، باده کشان دور خمار آخر شد
هوش مصنوعی: جامی که در میخانه بود به جوش آمد و صدای شادمانهای از آن بلند شد. بادهنوشان دور هم جمع شدند و حالتی نشئه مانند به سراغشان آمد.
ساقیا صبحک الله بده جام صبوح
تا بدانند حریفان شب تار آخر شد
هوش مصنوعی: ای ساقی، صبح بخیر! جام شراب صبحگاهی را بده تا رقبای من بفهمند که شب تار و سیاه به پایان رسیده است.
تو بمان تازه بهارا که جهان زنده شود
چه غم ار فصل خزان رفت و بهار آخر شد
هوش مصنوعی: اگر تو در بهار بمانی، دنیا دوباره زنده میشود. چه اشکالی دارد اگر فصل پاییز گذشته و آخرین بهار هم تمام شده باشد؟
داشت هر سحر و فسونی فلک شعبده باز
همه از معجز لعل لب یار آخر شد
هوش مصنوعی: هر صبح و هر شب، آسمان مانندیک شعبدهباز تمام ترفندهایش را به کار میبرد، اما در نهایت همه آن زیباییها به شگفتی دندانهای یار بازمیگردد.
بلبلان مژده که بشکفت گل تازه به باغ
عهد گلچین بسرآمد غم خار آخر شد
هوش مصنوعی: بلبلان، خوشحال باشید که گل جدیدی در باغ شکوفه زده و زمان غمهای خار تمام شده است.
«حاجبا در دل مردان خدا منزل تست
چون دلت آینه روی نگار آخر شد
هوش مصنوعی: رنگ محبت و محبتورزی در دل مردان خدا نشسته است، زیرا وقتی دل انسان صاف و پاک شود، مانند آینهای است که تصویر زیبایی را بازتاب میدهد.