برگردان به زبان ساده
تا ماه مرا بررخ زلف سیه افشان شد
در ظلمت شب خورشید پیدا شد و پنهان شد
هوش مصنوعی: زمانی که ماه در دل شب بر روی زلف سیاه من تابید، در همین تاریکی شب ناگهان خورشید نمایان شد و سپس ناپدید گردید.
تا زلف مسلسل را در جمع پریشان کرد
صد طایفه بر هم خورد صد جمع پریشان شد
هوش مصنوعی: زمانی که زلفهای پیچیده و درهم آمده، به صورت آزاد و بینظم درآید، اختلال و به همریختگی در بسیاری از گروهها و جمعها به وجود میآید.
آباد نخواهد شد عالم ز کسی کز او
صد طایفه بر هم ریخت صد ناحیه ویران شد
هوش مصنوعی: جهان به خاطر کسی که باعث تفرقه و اختلال در گروههای مختلف شده، نخواهد توانست آباد و سالم بماند و بسیاری از نواحی به ویرانی خواهند گرایید.
از سایه زلفش خط برگرد لبش سرزد
چون خضر که از ظلمت در چشمه حیوان شد
هوش مصنوعی: از سایهی موهای او، خطی بر لبش پیدا شد مثل خضر که از تاریکی به چشمهی حیات رسید.
جانبازی هر نادان مقبول نخواهد ماند
اینجاست که هر دانا در بند سروجان شد
هوش مصنوعی: فداکاری و جانفشانی هر فرد نادان نزد دیگران قابل قبول نخواهد بود. در اینجا، هر فرد دانا برای حفظ جان و شخصیت خود مراقب است و از خود مراقبت بیشتری میکند.
کی همچو قدت سروی در باغ وجود آمد
کی همچو رخت یک گل زینت گربستان شد
هوش مصنوعی: هیچ کس در زیبایی و قامت تو به پای تو نمیرسد، و هیچ گل دیگری به زیبایی چهرهات زینتبخش گلستان نمیشود.
«حاجب » به فنا فاالله شد عین بقا بالله
هم مظهر و هم مظهر از حضرت جانان شد
هوش مصنوعی: حاجب به عنوان موجودی مادی از بین رفت و به خدا پیوست. او همزمان جلوهای از خداوند و خود خداوند است و به واسطه معشوق حقیقی، به شکل و صفات او تجلی یافته است.