برگردان به زبان ساده
آنکه غایب ز نظر بود عیان میگذرد
تکسواریست عجب گرمعنان میگذرد
هوش مصنوعی: شخصی که از دید ما دور است، به وضوح و به راحتی عبور میکند. او مانند یک سوارکار ماهر است که با اعتماد به نفس و کنترل کامل از کنار ما میگذرد.
هرکجا بگذرد آن خسرو جمشید غلام
از فلک طنطنه شوکت و شان میگذرد
هوش مصنوعی: هر جا که آن پادشاه بزرگ و باشکوه بگذرد، عظمت و شکوه او از آسمان نیز فراتر میرود و جلال و مقامش را بر همگان نمایان میکند.
یار چون برق یمانی به سحرگاه گذشت
خود تو در خوابی و آن برق یمان میگذرد
هوش مصنوعی: یار مانند برقی یمانی در سپیدهدم میگذرد و تو در خواب خود هستی در حالی که آن برق یمانی میرود و تو متوجه نمیشوی.
گر قرین با تو شود جنگ چه پروای به صلح
قرنها باش که اینگونه قران میگذرد
هوش مصنوعی: اگر جنگی به واسطه تو آغاز شود، نگران صلح در سالهای طولانی نباش، زیرا زمان به همین شکل سپری میشود.
از تسلسل مفکن جام تو ای ساقی بزم
دور، زن دور، که این دور زمان میگذرد
هوش مصنوعی: ای ساقی، از زنجیرهی بیپایان سختیها و مشکلات بگذرید و دور بریزید، زیرا این دوران زندگی به سرعت میگذرد.
ما به جز صلح چه کردیم که آن سختکمان
از سر جنگ به شمشیر و سنان میگذرد
هوش مصنوعی: ما جز صلح و آرامش چه کردهایم که آن فرد خشمگین از نبرد، به طرف جنگ و درگیری میرود؟
بر در پیر مغان هرکه ز جان گشت مکین
میکند همت و از کون و مکان میگذرد
هوش مصنوعی: هرکس که با تمام وجود به درگاه پیر مغان میرسد، سعی و تلاشش را برای رسیدن به او به کار میگیرد و از قید و بند دنیا و هستی میگذرد.
بگذارد قلم از دست اگر «حاجب» ما
وصف رخسار تو از حد و بیان میگذرد
هوش مصنوعی: اگر «حاجب» ما قلم را کنار بگذارد، توصیف چهرهات فراتر از هر حد و بیان خواهد بود.