شمارهٔ ۹۰
میرزا حبیب خراسانی
»
دیوان اشعار
»
بخش دو
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۹۰
گر خدای سپهر یار من است
سیر گردون به اختیار من است
یاری از بندگان نمیخواهم
گر خداوندگار یار من است
آسمان و زمین و جن و ملک
همه مخلوق کردگار من است
گر سگ بارگاه حق باشم
شرزه شیر فلک، شکار من است
از سگم نیز کم بقیمت خوان
گر سگ نفس دون، سوار من است
شمارهٔ ۸۹: چون باده بجام است همه کار بکام است
شمارهٔ ۹۱: دل عاشق که نازکتر زجام است
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
گر خدای سپهر یار من است
سیر گردون به اختیار من است
هوش مصنوعی: اگر خداوند آسمانها همراه من باشد، آنگاه گردش و تحولات زندگی به دست خودم خواهد بود.
یاری از بندگان نمیخواهم
گر خداوندگار یار من است
هوش مصنوعی: من از هیچ یک از بندگان کمک نمیطلبم، چون خداوندگار من خود یار من است.
آسمان و زمین و جن و ملک
همه مخلوق کردگار من است
هوش مصنوعی: همه چیزهایی که میبینید، از آسمان و زمین گرفته تا موجودات نادیدنی و فرشتگان، همه ساخته و پرداخته خالق من هستند.
گر سگ بارگاه حق باشم
شرزه شیر فلک، شکار من است
هوش مصنوعی: اگر من خدمتگزار درگاه خداوند باشم، حتی شیر قوی آسمانی هم شکار من خواهد بود.
از سگم نیز کم بقیمت خوان
گر سگ نفس دون، سوار من است
هوش مصنوعی: اگرچه سگم ارزش چندانی ندارد، اما اگر او نفس کثیف و پستی بوده باشد، باز هم بر من سوار است.