برگردان به زبان ساده
چه خوش بود که شبی در کنار من خسبی
به بستر اندر، یکتای پیرهن خسبی
هوش مصنوعی: چه خوب میشود اگر شبی در کنار من بخوابی، بر روی بستر، تنها با یک پیراهن.
بود چه پیرهن اندر میانه نیز حجاب
به آنکه در بغل من چه پیرهن خسبی
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی مطرح میشود که حتی اگر لباس یا پوشش در وسط باشد، مهم این است که در آغوش من چه چیزی وجود دارد. به عبارت دیگر، محتوا و اصل موضوع از ظاهر و پوشش مهمتر است.
قدح بنوشی و سرمست گردی از می ناب
چنانکه بی خبر از حال خویشتن خسبی
هوش مصنوعی: جامی بنوشی و از شراب ناب مست شوی، به گونهای که از حال خود غافل شوی و در خواب بروی.
گهی برقص چه شمشاد و نارون خیزی
گهی به بزم چه نسرین و نسترن خسبی
هوش مصنوعی: گاهی به شادی و نشاط همچون شمشاد و درخت نارون به رقص و وجد میآیی و گاهی در محافل دلانگیز و دلنواز استراحت میکنی مانند گلهای نسرین و نسترن.
صبا ز شرم تو از گل سحر گلاب کشد
شبی که مست تو در ساحت چمن خسبی
هوش مصنوعی: نسیم به خاطر شرم تو، گلابی از گل سحر میچشد، در شبی که تو در باغ خوابیدهای.
ز برگ گل سزدت بستر، از سمن بالین
بهر زمین تو سمن نو گل پرن خسبی
هوش مصنوعی: شایسته است که بر بستر گل بنشینی و بالینت از گیاه خوشبویی باشد؛ زیرا تو بر روی زمین، در میان گلهای تازه و عطرآگین، خوابیدهای.
تو چون بباغ درآئی، ز پا در آید سرو
مگر بسایه شمشاد و نارون خسبی
هوش مصنوعی: وقتی تو وارد باغ میشویی، سرو میتواند از خجالت پا به زمین بگذارد، مگر اینکه در سایه شمشاد و نارون استراحت کند.
پریش سازی گیسو بروی یشم سرین
چه یک چمن گل و یک باغ یاسمن خسبی
هوش مصنوعی: خوابیدن در کنار زنی که موهایش بههمریخته و زیباست، شبیه تجربهای است در یک چمن پر از گلها و درختان یاس. این حس سرشار از زیبایی و آرامش است.
عجب خیال محالی حبیب در سر داشت
که با سرین سمین در دواج من خسبی
هوش مصنوعی: عجب تصوری عجیب و غریب از محبوبم در سر داشت که با وجود زیبایی و لطافت، به خواب من آمده است.