برگردان به زبان ساده
در ده قدح باده که با زخم فراقی
مرهم نشود دل مگر از رطل عراقی
هوش مصنوعی: در ده لیوان شراب که نمیتواند زخم جدایی را التیام بخشد، دل فقط با یک مقدار از شراب عراقی تسکین مییابد.
دیروز مرا وصل تو گر ساقی جان بود
امروز چه افتاد که شد هجر تو ساقی
هوش مصنوعی: دیروز زمانی که بادهات را مینوشیدم، به اتصال با تو احساس نزدیکتری داشتم، اما امروز نمیدانم چه پیش آمده که جداییات باعث شده تا دیگر آن حال خوش را نداشته باشم.
می باز نگیری بگه وصل و گه هجر
تو باقی و جام و خم و مینای تو باقی
هوش مصنوعی: اگر به وصال و جدایی تو فکر نکنم، نوشیدنی و زیبایی تو همچنان باقیست.
از ما نکشی پای که با ما همه لطفی
با ما نشوی جفت که از ما همه طاقی
هوش مصنوعی: اینجا میگوید که اگر از ما دور شوی، دیگر نمیتوانی از محبت و خوبیهای ما بهرهمند شوی. همچنین اگر به ما ملحق نشوی، نمیتوانی به خوبیها و تلاشهای ما دسترسی پیدا کنی. در واقع، به ارتباط و همکاری در کنار هم تاکید میکند.
با مائی و بیمائی و نزدیکی و دوری
چه تلخ و چه شیرین که گوارا ابمذاقی
هوش مصنوعی: با ما هستی و ما را میشناسی، در نزدیکی و دوری، چه تلخی و چه شیرینی وجود دارد، اما در نهایت همه این تجربیات برای روح و ذائقه من خوشایند است.
مانند پری گاه نهان در دل شیشه
چون شیشه می، گاه عیان بر لب طاقی
هوش مصنوعی: مانند یک پری که گاه در دل شیشه پنهان است و گاه به وضوح بر لبه یک طاق نمایان میشود، در حقیقت نشان میدهد که زیبایی و جاذبهها گاهی در خفا و گاهی در جلوهگری به چشم میآید.
بی سابقه در محفل هر کس بنهی گام
از رحمت و از لطف که بی کرو نفاقی
هوش مصنوعی: در جمع هر فردی که حضوری دلنشین و مهربان دارد، نمیتوان انکار کرد که او بدون خدعه و نیرنگی بر دلها اثر میگذارد.
من از تو ننالم، ز دل خویش بنالم
تو جوهر دلداری و تو روح وفاقی
هوش مصنوعی: من از تو شکایت نمیکنم، بلکه از دل خودم ناله میکنم. تو منبع آرامش و همدلی هستی.