برگردان به زبان ساده
تو با لب نمکین از چه قند گفتاری
بگو یکی زنمک، قند چون همی باری
هوش مصنوعی: تو با لبی شیرین و خوشمزه، از چه سخنهای شیرینی میگویی؟ همچون قندی که وقتی برمیداری، سرشار از طلاست.
تو شکرین لب و شیرین سخن، هزار افسوس
که تندخوی و ترش روی و تلخ گفتاری
هوش مصنوعی: تو از نظر ظاهری بسیار خوشبرخورد و سخنانت شیرین است، اما ای کاش که خلق و خوی تو نیز همینقدر دلنشین بود. افسوس که تو عصبانی و بدخلق هستی و در گفتارت تلخی وجود دارد.
تو ماه روی و سمن بوی و مشک مو، صد حیف
که جنگجوی و جفا خوی و مردم آزاری
هوش مصنوعی: تو مثل ماهی و عطر سمن و بوی مشک موهایت را داری، اما افسوس که به خاطر جنگجویی و رفتار ظالمانهات، مردم را آزار میدهی.
شنیده ام ز کسان سرو میوه مینارد
تو سرو قد ز چه رو میوه نیشکرداری
هوش مصنوعی: شنیدهام که افرادی میگویند تو مثل سروی هستی که میوهای شیرین دارد، اما از کجاست که تو مانند آن سرو، میوهای با طعم تلخ داری؟
بنازم آن نگه شوخ و چشم مست ترا
که شیوه اش همه مخموری است و خماری
هوش مصنوعی: من به زیبایی و جذابیت نگاه دلربای تو افتخار میکنم، زیرا این نگاه تمام ویژگیهای مستی و سرخوشی را در خود دارد.
تو خوب رو بچمن پا منه که می ترسم
که چشم بد رسد از نرگست بعیاری
هوش مصنوعی: عزیزم، به چشمانت به خوبی نگاه نکن، چون نگرانم که حسادت یا نگاه بدی به تو بیفتد.
نگاه شوخ ترا نرگس از که آموزد
گرفتم آنکه چه چشمت شود به بیماری
هوش مصنوعی: نگاه دلربای تو را هیچکس یاد نداده است؛ من فقط آن کسی را شناختم که چشمانش به بیماری عشق دچار میشود.
حبیب دفتر تو کاروان بنگاله است
کزو بجای سخن، بار بار قند آری
هوش مصنوعی: دوست من، کتاب تو مثل کاروانی از بنگاله است که به جای صحبت کردن، مدام شیرینی و لذت را به ارمغان میآورد.