برگردان به زبان ساده
امشب که منم با تو در اینخانه خالی
کس جز من و تو نیست در این کوی و حوالی
هوش مصنوعی: امشب که من و تو در این خانه تنها هستیم، هیچکس دیگری در این محله و اطراف ما وجود ندارد.
عمریست که من با تو بتا فرصت اینحال
میجستم و یک امشبه فرصت شده حالی
هوش مصنوعی: سالهاست که به دنبال یک لحظه فرصت با تو هستم و حالا بالاخره امشب این فرصت فراهم شده است.
از دست تو نوش است و خوش و خوب و گوارا
گر می همه دردیست و گر کاسه سفالی
هوش مصنوعی: از دست تو نوشیدن، لذتبخش و شیرین است، حتی اگر این نوشیدنی درد و رنجی به همراه داشته باشد، یا در ظرف سفالی ریخته شده باشد.
سیلی خورد از بادزن ار عود بسوزد
گر دم زند آنجا نفس باد شمالی
هوش مصنوعی: اگر دمی از باد شمال بیفتد، حتی اگر عود بسوزد و در آتش بیفتد، با یک وزش این باد، ممکن است که مشکلی پیش بیاید و آن را خاموش کند. این به نوعی نشاندهنده تاثیرات ناگهانی و غیرمنتظرهای است که میتواند بر روی چیزی تاثیر بگذارد، حتی اگر آن چیز در حال سوختن یا شکوفا شدن باشد.
گر شمع زبان آورد، ار چنگ بنالد
شاید که زبانش ببری، گوش بمالی
هوش مصنوعی: اگر شمع زبان داشته باشد و از دل تنگی ناله کند، ممکن است دل تو را به درد آورد و تو گوشهایت را بمالی تا از آن درد رها شوی.
بر خیز و بیا تا بسر بام برآئیم
تا ماه بدانند ز ابروی هلالی
هوش مصنوعی: برخیز و بیا تا بر بالای بام برویم تا ماه هم بداند که ابروی تو چه شکلی است.
در وصف جمال تو جز اینقدر ندانم
کز حسن تمامی و بخوبی بکمالی
هوش مصنوعی: من درباره زیبایی تو چیزی بیشتر از این نمیدانم که تمام زیبایی و کمال در تو جمع شده است.
از عمر حبیبا نتوان کرد حسابش
بیدوست بسر گر رود ایام ولیالی
هوش مصنوعی: عمر دوستان را نمیتوان حساب کرد؛ حتی اگر روزها و شبها بگذرد، باز هم این محاسبه ممکن نیست.