برگردان به زبان ساده
یک امشبی که تو آسوده در کنار منی
چه میشود که رخ از من به دیگری نکنی؟
هوش مصنوعی: این شب که تو در کنار من آرام هستی، چه میشود اگر ناگهان توجهت را از من به شخص دیگری جلب کنی؟
فدای جان تو بادا روان جان و تنم
که راحت دل و آرام جان، روان تنی
هوش مصنوعی: فدای جان تو میشوم، چه بسا که روح و جسم من در خدمت توست. زیرا آرامش دل من و آسایش وجودم در حضور توست.
چه میشود که شبی با دو صد تکبر و ناز
به همدمیِ من دلفکار، صبح کنی
هوش مصنوعی: چه اتفاقی میافتد اگر شبی با غرور و ناز به من توجه کنی و صبح را با دلی شاد به پایان برسانی؟
من ایستاده بپا، بندهوار، سر در پیش
تو شاهوار، به تختِ جلال تکیه زنی
هوش مصنوعی: من به احترام تو ایستادهام و همچون یک بنده سرم را پایین آوردهام در حالی که تو با جلال و شکوه به تخت نشستهای.
شکرفروش دکان، گو ببند و طوطی لب
به حضرت تو که شیرین لب و شکر دهنی
هوش مصنوعی: شکر فروش، مغازهاش را ببند و طوطی را به نزد تو بیاور که تو زیبا و شیرینگوی هستی.
ز عشق روی تو گل پیرهن درید و هنوز
تو همچو غنچه نهان در درون پیرهنی
هوش مصنوعی: به خاطر عشق تو، گلِ پیراهن پاره شد، اما تو هنوز مانند یک غنچه درون پیراهن پنهان هستی.
دلاوران سپه قلب دشمنان شکنند
تو را چه شد که دل دوستان همی شکنی
هوش مصنوعی: شجاعان سپاه، دل دشمنان را میشکنند، اما تو چه شده که دل دوستانت را نیز میشکنی؟