برگردان به زبان ساده
رهم در بزم جان و دل تو دادی
رهائی نیز از آب و گل تو دادی
هوش مصنوعی: در میهمانی جان و دل تو مرا آزاد کردی و بنابراین از قید جسم و دنیای مادی هم رها شدم.
ز گرداب ضلالت زورقم را
چو غرقه شد، ره ساحل تو دادی
هوش مصنوعی: از شدت گمراهی و سرگردانی، وقتی که در حال غرق شدن بودم، تو به من راه نجات و به ساحل امن هدایت کردی.
بجز بیحاصلی از خرمن عمر
نبودم حاصلی، حاصل تو دادی
هوش مصنوعی: جز بیثمری از عمرم چیزی نیافتم، اما تو به من ثمر دادی.
بسوی محفل جانم تو بردی
می نابم در آن محفل تو دادی
هوش مصنوعی: به سمت محفل جانم رفتی و با خود می ناب را بردی و در آن محفل، تو به من هدیه دادی.
عطاهای فزون از قابلیت
بدین ناچیز ناقابل، تو دادی
هوش مصنوعی: تو به من بخشیدی چیزهایی بیشتر از آنچه که شایستهاش بودم، در حالی که من هیچ چیز ارزشمندی نداشتم.
بهر شام و سحر ذکر خدا را
فرا یاد دل غافل تو دادی
هوش مصنوعی: برای صبح و شب، یاد خدا را به دل غافل تو یادآوری کردی.