برگردان به زبان ساده
نکرده ای ببر ای سرو جامه گلگون
که گشته ای ز شهیدان خویش غرقه بخون
هوش مصنوعی: ای سرو زیبای من، که به رنگ گل در نیامدهای، تو که به خاطر کشتههای خود غرق در خون شدهای، این کار را انجام ندادهای.
قباس سرخ ببر کرده ای نمیدانم
و یا ز تاب بدن گشته جامه ات گلگون
هوش مصنوعی: شاید به خاطر سرخی و زیبایی که به خود گرفتهای، لباسهایت مثل گل سرخ رنگ و زیبا به نظر میرسند. نمیدانم آیا این سرخی به خاطر خشم و ناراحتی است یا ناشی از گرمای بدن توست.
رخت برنگ قبا، جامه ات بر تگ بدن
بگو که گشته بدین دلبریت راهنمون
هوش مصنوعی: لباس قشنگت را بپوش و به بدن خود بگو که این عشق توست که به من راه نشان میدهد.
گرفتم از سر کوی تو پا برون آرم
چگونه مهر تو از سر مرا شود بیرون
هوش مصنوعی: من از سر کوی تو بیرون آیم، اما چگونه میتوانم محبت تو را از دل خود بیرون برانم؟
جهان زلیلی و مجنون فسانه ای دارند
کنون توئی بجهان لیلی و منت مجنون
هوش مصنوعی: دنیا داستانی از زلیخا و مجنون دارد، اما اکنون تو به عنوان لیلی در این دنیا حاضر هستی و منت مجنون بر دوش توست.
چسان برون رود از سر خیال روی توام
که همچو جان بتن و دل بسینه رفته درون
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم از فکر و خیال چهرهی تو بیرون بروم، وقتی که تو مانند جانم در وجود و قلبم جا گرفتهای؟
حبیب کار بدانجا کشیده از غم عشق
که سر نهیم بصحرا و پای در هامون
هوش مصنوعی: دوست من به دلیل غم عشق به جایی رسیده که مجبوریم سر را در بیابان بگذاریم و پا را در باتلاق.