برگردان به زبان ساده
نمیدانم چه کردی با دل من
که باز آتش زدی بر حاصل من
هوش مصنوعی: نمیدانم چه بر سر دلم آوردی که دوباره بر دستاوردها و داشتههایم آتش افکندهای.
اگر رفتی برون از محفل من
نخواهی رفت هرگز از دل من
هوش مصنوعی: اگر از جمع من خارج شوی، هرگز نمیتوانی از دل من بیرون بروی.
بیا ای شمع محفلهای تاریک
که تاریک است بی تو محفل من
هوش مصنوعی: بیایید ای نور زندگی من، چرا که بدون حضور تو، همه جا تاریک و خالی است.
تو تا در منزل من جای داری
نگردد غم به گرد منزل من
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در خانه من هستی، غم و اندوه به دور و بر من نخواهد آمد.
باستقبالت آید جان گر آئی
تو ای بخت سعید مقبل من
هوش مصنوعی: اگر تو بیایی، جانم به استقبال تو خواهد آمد. ای بخت خوششانس، من نیز به سمت تو خواهم آمد.
مرا کشتی در افتاده بگرداب
توئی ایجان جانها ساحل من
هوش مصنوعی: من در طوفان و بحران زندگی غرق شدم و تو هستی که جانم را نجات میدهی، ای ساحل امن من.
دل و جان هدیه آوردم چه باشد
پذیری هدیه ناقابل من
هوش مصنوعی: من دل و جان خود را به تو تقدیم کردهام، چه میخواهی که از من بپذیری؟ این هدیهی ناچیز من چیست؟
بجای جان و دل، مهر تو گوئی
سرشتستند در آب و گل من
هوش مصنوعی: در وجود من، عشق و محبت تو بیشتر از جان و دل نقش بستهاند و به نوعی جزئی از سرشت و ذات من شدهاند.