برگردان به زبان ساده
در کوی دوست با غم و باشیون آمدیم
بی مرحبا بدادن جان و تن آمدیم
هوش مصنوعی: ما به خانه دوست آمدیم با دلتنگی و غم، و با اینکه کسی به ما سلام نکرد، جان و تنمان را در این راه تقدیم کردیم.
عشاق جمله گر تن بی پیرهن شدند
ما را ببین که پیرهن بی تن آمدیم
هوش مصنوعی: عشاق اگرچه بدون لباس و بیپوشش شدند، ما را ببین که حتی بدون بدن هم آمدهایم.
ای کدخدای ده نظزی کن بر این گدا
کاخر نه بهر خوشه بر خرمن آمدیم
هوش مصنوعی: ای سرپرست روستا، به من توجه کن، زیرا من به عنوان یک درخواست کننده و نیازمند، به اینجا آمدهام نه به خاطر خوشگذران کردن، بلکه برای کسب نفع از زحمات تو.
ما را نه حسرت است بگلچین نه باغبان
ما خود زبهر دیدن این گلشن آمدیم
هوش مصنوعی: ما نه از گلچین و نه از باغبان دل تنگی داریم؛ ما خود به خاطر تماشای این گلستان آمدهایم.
گفتند میکشد همه کس را، بدین امید
تیغ و کفن ابر کف و بر گردن آمدیم
هوش مصنوعی: گفتند که همه را میکشد، با این امید که تیغ و کفن بگیرد و در گردن بیفتد، ما هم آمدیم.
گفتم ز دیده چون بدلم راه کرده ای؟
گفتا چه خور بخانه از این روزن آمدیم
هوش مصنوعی: با خود گفتم: تو چگونه به دل من نفوذ کردهای؟ او پاسخ داد: چطور میتوانی به درون خانهام بیایی با وجود این پنجرهی کوچک؟
نبود عجب اگر بسر کوی دوست ما
با پای خویشتن ز پی کشتن آمدیم
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر برای دیدار دوست، با پای خود به سمت او آمدهایم و حتی اگر به خاطر او به خطر بیفتیم.
دیدیم دوست دشمن جانیست با حبیب
ما هم بدین خیال بر دشمن آمدیم
هوش مصنوعی: ما فکر میکردیم که دشمن در حقیقت جانی ندارد، پس با این اعتقاد به سمت دشمن رفتیم.