برگردان به زبان ساده
رفتی و رخ خوب تو را سیر ندیدیم
از گلشن حسن تو گلی تازه نچیدیم
هوش مصنوعی: تو رفتی و ما هرگز نتوانستیم زیبایی چهرهات را به خوبی ببینیم، همچنین از باغ زیباییها هیچ گلی تازهای را نچیدیم.
این لقمه بکام دگران بود، چرا ما
از حسرت او این همه انگشت مزیدیم
هوش مصنوعی: این لقمه به دیگران رسیده است، چرا ما به خاطر حسرت آن، اینقدر افسوس میخوریم؟
اغیار زلعل تو دو صد بوس ربودند
ما خود لب خود را بصد افسوس گزیدیم
هوش مصنوعی: دیگران از لبهای تو دو صد بوسه گرفتند، اما ما با حسرت لب خود را گزیدیم.
مرغان همگی آمده در دام فتادند
سنگی بپر ما زدی از بام پریدیم
هوش مصنوعی: پرندگان همگی در دام گرفتار شدند، تو سنگی را به سمت ما پرتاب کردی و ما از بام پریدیم.
گویا همه افسانه و افسون زسخن بود
هر وعده که از لعل لب دوست شنیدیم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که تمام وعدهها و قولهایی که از لبهای شیرین دوست شنیدیم، تنها داستان و جادو بودند.
تا شیر نخواهی تو ز پستان چنین زال
مادر عوضش خون ز دل خویش مکیدیم
هوش مصنوعی: وقتی که تو شیر نخواهی و از پستان مادر نخواهی مکید، به جای آن ما از دل خود خون کشیدیم و به تو nourished کردیم.
غیر از طمع خام نشد پخته در این دیگ
هر چیز در او زاتش سودا بپزیدیم
هوش مصنوعی: به جز امیدهای بیپایه، هیچ چیز در این دیگ پخته نشده است و هر چیزی که در آن وجود دارد، در آتش اشتیاق ما به خوبی پخته شده است.
نه شوق بسر آمد و نه راه بپایان
هر چند حبیبا به ره دوست دویدیم
هوش مصنوعی: نه اینکه اشتیاق ما به پایان رسیده باشد و نه اینکه راه به پایان برسد. هرچند که با تمام وجود برای رسیدن به دوست تلاش کردیم.