برگردان به زبان ساده
بر آن سرم که به کوی مغان سرای کنم
دو سال کامل خدمت به مغ خدای کنم
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که دو سال کامل در کنار مغان زندگی کنم و در خدمت خداوند مغ باشم.
به من سپار دل خویش را که در چل روز
منش به میکده، جام جهاننمای کنم
هوش مصنوعی: دل خود را به من بسپار، زیرا در مدت سی روز، من به میخانه خواهم رفت و جامی را خواهم ساخت که جهان را به تو نشان دهد.
ز چشم ساقی و از روی باده دارم شرم
که فصل گل به سوی زهد و توبه رای کنم
هوش مصنوعی: از نگاه ساقی و زیبایی شراب خجالت میکشم، زیرا در این فصل گل، نمیتوانم به دنیای زهد و توبه روی بیاورم.
یکی ز یاوهسرایی ببند لب واعظ
که گوش هوش سوی بانگ چنگ و نای کنم
هوش مصنوعی: یکی از کسانی که به بافتههای بیاساس و حرفهای پوچ میپردازد، در سکوت واعظ، توجهام را به صدای دلنواز سازها و نغمهها معطوف میکنم.
هزار مرتبه وقت خوشم عزیزتر است
از آنکه گوش به گفتار هرزهلای کنم
هوش مصنوعی: وقت خوش برای من خیلی ارزشمندتر است از این که بخواهم به سخنان بیمحتوا و بیفایده گوش دهم.
بتا ز من سخن آموز تا چه طوطی هند
منت به لطف شکرریز و قندخای کنم
هوش مصنوعی: ای معشوق، از تو میخواهم که مرا آموزش دهی تا مانند طوطی هند با ناز و شیرینی سخن بگویم و در کلامم شکر و قند بریزم.
شب است و خانقه و وقت صوفیان جمع است
مگر ز قامت تو فتنهای به پای کنم
هوش مصنوعی: در شب و در خانقاه، وقت ملاقات صوفیان است، اما من تنها به خاطر زیبایی تو، دلم میخواهد به کنارهای پر از شگفتی بروم.
چو با خدای بود کار بحر و کشتی و موج
مرا چه کار که پوزش به ناخدای کنم
هوش مصنوعی: وقتی که کار دریا، کشتی و امواج به دست خداست، من چهکار میتوانم بکنم که از ناخدا عذرخواهی کنم؟