برگردان به زبان ساده
با سبوی میفروشان دست بیعت داده ایم
مست و بیخود در خرابات مغان افتاده ایم
هوش مصنوعی: ما با میفروشان پیمان بستهایم و در حالت مستی و بیخیالی به خرابات مغان وارد شدهایم.
چون سبو از خود تهی گشتیم و حالی مدتی است
سر بپای خم ز روی بیخودی بنهاده ایم
هوش مصنوعی: وقتی که از خود چیزی نمانده و خالی شدهایم، مدتی است که سرمان را بر روی لبه خم گذاشتهایم و در حال غفلت و بیخبری به سر میبریم.
در پناه خم بجنگ شیخ سنگر بسته ایم
گو بیا سنگی بزن ما چون سبو آماده ایم
هوش مصنوعی: ما در پناه یک دور خم، آمادهی جنگ هستیم و سنگر گرفتهایم. بیا و اگر مایل هستی، سنگی به سمت ما پرتاب کن، چرا که ما همچون ظرفی آمادهایم.
در درون خم نهان همچون فلاطون حکیم
سالها بودیم چون می حالی از خم زاده ایم
هوش مصنوعی: ما در درون خم، مثل حکیم بزرگ، سالها در سکوت و پنهانی زندگی کردیم و حالا که از خم بیرون آمدهایم، حال و هوای جدیدی داریم.
لوح دل را هر چه بود از صورت بیگانگان
همچو لوح کودکان شستیم و اکنون ساده ایم
هوش مصنوعی: دل را از هرچه که در آن اثر بیگانگان بود پاک کردیم و حالا بیغش و سادهدل هستیم.
مینهد آزادگانرا چرخ اگر بند بلا
گو بیا بندی بنه ما را که نیز آزاده ایم
هوش مصنوعی: اگر چرخ فلک آزادگان را به بند بکشد، بگو بیا و ما را هم در زنجیر کن، زیرا ما هم آزاد هستیم.
سیل انده را بگو آبادی ما را مده
بیم ویرانی، که عمری شد خراب از باده ایم
هوش مصنوعی: به اندوهها بگو که دیگرت نمیترسیم از ویرانی، زیرا به خاطر نوشیدن و شادی، زندگیمان خراب شده است.
شیخنا ما را بتکفیر ارکنی تهدید و بیم
ره نیابی زانکه کفر و دین بیکره داده ایم
هوش مصنوعی: ای شیخ بزرگوار، تو ما را به کفر متهم میکنی و تهدید میکنی، اما بدان که تو نمیتوانی به هدف خود برسی. زیرا ما ایمان و کفر را به طور کامل کنار گذاشتهایم.